اول:آزادی يعنی داشتن عقيده ای بجز آنچه دولت تعيين ميکند و امکان ابراز آن وجود حداقل تحرک اجتماعی فرد احساس عدالت کند اقتدار تعبدی را تحمل نکند و دستمزد مناسب بگيرد. روسو
دوم:من پرورده آزادی ام، استادم علی است مرد بی بیم و بی ضعف و پر صبر، و پیشوایم مصدق مرد آزاد... سوم:بسان رود ... كه در نشيب دره سر به سنگ مي زند ، رونده باش ، اميد هيچ معجزي ز مرده نيست ، زنده باش ! چهارم:پروردگارا ………به من آرامش ده تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم. دلیری ده تا تغییر دهم آنچه را می توانم تغییر دهم. بینش ده تا تفاوت این دو را بدانم. مرا فهم ده تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند… و آخر اينكه:بهارمان در كدامين زمستان گم شد...؟ كه بايد تا ابد بار اين سرما را به دوش بكشيم...