تبليغاتX
فرياد
...آي با شما هستم....اين درها را باز كنيد
نمی کند دل من میل زهد و توبه ولی...

درود

اگر لطف خدا همچنان باشد روز جمعه عازم سفر حج خواهم بود.

شهید دكتر علی شريعتي لحظات وداع كسي كه به قصد حج سفر مي كند را با اطرافيان و دوستان و آشنايان به زيبايي با وداع آخرين و دم مرگ تشبيه مي كند.آنرا "رمزي از لحظه ي وداع" و "اشاره اي به سرنوشت آدمي" مي داند كه "نمايشي است از قطع همه چيز براي پيوستن به ابديت"؛ يعني وصيت.

و شايد تا تجربه نكني، باور هم نكني.اين روزها به كساني زنگ زدم يا قصدش را دارم و به كساني مسيج دادم و يا قصدش را دارم كه شايد هيچ وقت به خود اجازه نمي دادم با آنها روبرو و همكلام شوم چه برسد از آنها حلاليت بطلبم.

اشتياق زودتر رفتن هر روز در من بيشتر مي شود و اين در حالي است كه تا قبل از خواندن "تحليلي از مناسك حج" دكتر شريعتي و تا قبل از شنيدن توصيه ها و سفارش هاي دوستاني كه قبلا مشرف شده اند، نگاه روشني از فلسفه ي حج نداشتم.

باز هم به قول مرحوم شريعتي حج-به هر معنايي كه فهميده شود- حركتي است از خود به سوي خدا،همگام با خلق.

اگر توفيق حاصل شد از آنجا نيز اين وبلاگ را به روز خواهم كرد ولي لازم دانستم از تمام دوستان و عزيزان طلب حلاليت كنم و اميدوارم بار حق الناس در هنگامه ي اين سفر از دوشم برداشته شود.

اگر مورد قبول واقع شود دعاگوي تمام دوستان خواهم بود و اول دعايم سعادتمند شدن بشريت خواهد بود و رسيدن به آزادي، آنجايي كه آزادي نيست و رسيدن به عدالت، آنجايي كه عدالت نيست و اين دو در هيچ كجا نيست چرا كه باز هم به تعبير دكتر شريعتي حج، همه چيز، از جهان بيني توحيد و فلسفه ي وجود گرفته تا مبارزه با جنگ، تبعيض و گرسنگي را در بر مي گيرد.

هم خدا و هم نان!

هم بندگي و هم نجات!

2 اين مطلب توسط نوشته شد  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387در ساعت  1:29  سيد مجتبي تقوي نژاد  | 

دلت چه شد دلت چه شد به باد رفت

تمام ایده ها و آرزو ز یاد رفت

2 اين مطلب توسط نوشته شد  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387در ساعت  0:38  سيد مجتبي تقوي نژاد  | 

سه سالگي فرياد
درود

بیست و یک تیر هزار و سیصد و هشتاد و چهار که سه شنبه روزی بود اولین پست این وبلاگ را نوشتم.یعنی اکنون بیش از سه سال از نوشتن در این وبلاگ می گذرد.

به علت مسافرت و گرفتاری و فراموشی یادم رفت برای خودم تبریکی به این مناسبت بنویسم!

به همین مناسبت فرخنده که فقط سالی یک بار اتفاق می افتد و البته بعد سفرهای استانی آقای احمدی نژاد در مرتبه ی دوم اهمیت قرار دارد چند دوبیتی از باباطاهر به همراه عکسی را که از مقبره ی این شاعر در همدان گرفتم تقدیم شما می کنم:

 ۱ تو که نازنده بالا دلربایی              تو که بی سرمه چشمون سرمه سایی

2 تو که مشکین دو گیسو در قفایی      به مو گویی که سرگردان چرایی

3 بمیرم تا تو چشم تر نبینی              شرار آه پر آذر نبینی

4 چنان از آتش عشقت بسوزم           که از مو رنگ خاکستر نبینی

5 دلم دردی که دارد با که گوید          گنه خود کرده تاوان از که جوید

6 دریغا نیست همدردی موافق           که بر بخت بدم خوش خوش بموید

7 گل وصلت فراموشم نگردد            وگر خوار از سر گورم بروید

 8 سیه بختم که بختم واژگون بی        سیه روزم که روزم تیره گون بی

9 شدم محنت کش کوی محبت           ز دست دل که یا رب غرق خون بی

10 ز عشقت سوختم ای جان کجایی؟              بماندم بی سر و سامان کجایی؟

11 نه جان و نه غیر از جان چه چیزی           نه در جان نه برون از جان کجایی؟

آرامگاه بابا طاهر

شعر فوق را مي توانيد در آهنگ ساز و آواز در آلبوم شب سكوت كوير با صداي جاودانه ي استاد محمد رضا شجريان از اينجا بشنويد.

اين آلبوم خاطره انگيزترين آلبوم از آثار استاد شجريان براي من است.دوستان انجمن اسلامي دانشگاه ياسوج فراموش نخواهند كرد چه روزهايي را كه با اين صدا در انجمن به شب رسانديم...

پايدار باشيد

2 اين مطلب توسط نوشته شد  جمعه چهارم مرداد 1387در ساعت  3:45  سيد مجتبي تقوي نژاد  | 

ای کاش جای دشمن خسته ای بودم که در رفاه زندگی می کند!
درود

امروز آقاي احمدي نژاد رئيس جمهوري به شهر ياسوج سفر كرده بودند.من از تلويزيون پخش مستقيم سخنان ايشان را و از دوستاني كه به مراسم سخنراني ايشان رفته بودند حواشي سخنراني اش را پيگيري كردم.

سخنان احمدي نژاد نكته ي جديد و جالبي نداشت و همان حرفهاي تكراري با همان لحن هميشگي و همان ادبيات سابق.تنها دو نكته ي جالب داشت:

1-با گفتن كي خسته است و كي گرمشه و اينجور حرفها ما را به ياد دوران ابتدايي و ناظم نه چندان دوست داشتني مدرسه مان انداخت كه ما را علي رغم خستگي از تحمل گرما و ايستادن سر صف مجبور مي كرد بگوييم دشمن خسته است.در حالي كه به ياد دارم هميشه وقتي شبها سريالهاي تلويزيوني را مي ديدم دوست داشتم جاي دشمن خسته اي كه در رفاه زندگي مي كند باشم!

2-آقاي احمدي نژاد با انتقاد و تمسخر كساني كه ايران را ابرقدرت منطقه مي دانند، ايران را ابرقدرت جهاني دانست.

ابرقدرتي كه قرار است به زودي اقتصاد اول جهان نيز شود.من كه گيج شده ام.مثل داستان آن كسي كه به هزار ضربه شلاق متهم شده بود و به قاضي مي گفت يا شلاق نخوردي يا نمي داني هزار تا چند تاست.اكنون جاي آن دارد كه پرسيده شود واقعا آيا احمدي نژاد اقتصاد را نمي فهمد يا نمي داند دنيا چيست و چه كشورهايي روي آن هستند و يا هم معناي ابرقدرت را نمي داند.كشوري كه بيش از بيست درصد از جمعيتش زير خط فقر قرار دارند را مي توان ابر قدرت ناميد؟

بقيه ي سخنان ايشان هم خيلي مهم و قابل توجه نبود جز اينكه با تصور اينكه مردم اينجا ترك هستند چند كلمه اي تركي صحبت كردند.جالب اينجاست كه ياسوج هيچ بومي كه ترك باشد ندارد.

از حواشي جالب ديگر اين مراسم حضور آقاي حسيني استاندار كهگيلويه و بويراحمد(كه طبق اعلام رسمي دولت ضعيف ترين استاندار مي باشد) براي سخن گفتن پيش از سخنان احمدي نژاد بود كه مردم با گفتن دروغگو دروغگو لحظاتي سخنراني ايشان را مختل كردند.

حضور بسيار اندك مردم كه در مقايسه با سفر سال 85 آقاي احمدي نژاد تقريبا به يك سوم تقليل يافته بود نيز از ميزان محبوبيت ايشان ! اطلاع مي دهد.

مردم به اين سوال احمدي نژاد كه آيا در اين استان پارتي بازي مي شود با قاطعيت جواب مثبت دادند.

بررسي اجمالي مصوباتي كه در سال 85 به عنوان مصوبه ي هيئت دولت عنوان شده بودند كه البته بزرگترين آنها مي توانست در شوراي اداري استان تصويب شود نشان از عملكرد بسيار ضعيف دولت در اجراي اين مصوبات دارد.

*جاده ي ياسوج سپيدان كه در مصوبه ي هيئت دولت قرار بر اتمام آن تا پايان سال 86 بود هنوز به بهره برداري نرسيده است.

*دانشكده ي منابع طبيعي ياسوج حتي اقدامات اوليه ي ساخت آن به انجام نرسيده است.

*طرح مطالعه ي امكان سنجي راه آهن اقليد، ياسوج ، بوشهر حتي يك درصد پيشرفت نداشته است.

*اجراي طرح هادي 161 روستا براي گازرساني كه قرار بر پايان تا سال 86 بود فقط براي 45 روستا اجرا شد.

*خريد يك دستگاه هواپيما براي منابع طبيعي جهت حفاظت از جنگلهاي استان انجام نگرفت.

*تجهيز پيست اسكي ياسوج به مرحله ي اجرا و بهره برداري نرسيد.

*جاده ي ياسوج – باباميدان تنها 60 درصد پيشرفت فيزيكي داشته است ، اين در حالي است كه هيئت دولت مصوب كرده بود تا پايان سال 86 به پايان برسد.

*شهرك صنعتي خان احمد كه قرار بر بهره برداري تا پايان تابستان 85 بود، بيش15  درصد پيشرفت فيزيكي نداشته است.

*تصويب اجراي پوشش تلويزيوني كامل در استان تا پايان سال 86 يكي ديگر از مصوبات هيئت دولت در سال 85 بود كه به اجرا نرسيد.

*تكميل باند فرودگاه گچساران از ديگر مصوبات هيئت دولت نيز به اجرا نرسيده است.

*اجراي طرحهاي زود بازده در مصوبه ي هيئت دولت به گونه اي بر كاغذ مرقوم شده بود كه نرخ بيكاري در استان به زير 12 درصد كاهش يابد كه به بيش از 15 درصد افزايش پيدا كرد.

*طرح تاسيس 350 واحد آپارتماني اجاره اي نيز مانند ساير طرحها سرانجام خوبي نداشت و به پايان نرسيد.

*طرح تاسيس 200 واحد مسكوني محرومين نيز به پايان نرسيد.

*عدم اجراي بسياري از طرحهاي احداث سالنهاي ورزشي.

طرحهاي ريز و كوچكتري نيز بودند كه قرار شد با تصويبي كه هيئت دولت داشت و بخشنامه شده بود اجرا شود كه آنها هم سرانجام بهتري از مصوبات بالا نداشتند.

به شخصه اعتقاد دارم تمام طرحهاي فوق مي توانست توسط بخشداران و فرماندارن به تصويب برسد.البته اگر براي اجرا نكردن بود بنده هم حاضر بودم ابلاغ تصويب تمام اين طرحها را بر عهده بگيرم.حال قضاوت با شماست كه آيا آمدن هيئت دولت و هزينه هاي چند ده ميليوني كه به بيت المال تحميل مي شود نياز به حضور آقاي احمدي نژاد(و به قول سيماي استان قدوم پر خير و بركت ايشان!!) داشت؟

 

2 اين مطلب توسط نوشته شد  پنجشنبه سوم مرداد 1387در ساعت  1:20  سيد مجتبي تقوي نژاد  |