تبليغاتX
فرياد
...آي با شما هستم....اين درها را باز كنيد

سالروز شهادت دکتر علی شریعتی بر دوستداران ایشان تسلیت باد.

معلم شهید دکتر علی شریعتی: «اگر براي جامعه‌ات مفيد نباشي، خواه به نماز ايستاده باشي، خواه به شراب نشسته باشي، تفاوتي نيست

چمران شريعتي

در همين روزها شهادت دكتر مصطفي چمران مي باشد كه ضمن تسليت شهادت ايشان جملاتي را كه هنگام خاكسپاري دكتر علي شريعتي در زينبيه بر زبان آورد با هم مي خوانيم:

 اي علي ! شايد تعجب كني، اگر بگويم كه همين هفته گذشته كه به محور جنگ « بنت جبل» رفته بودم و چند روزي را در سنگرهاي مقدم «تل مسعود» در ميان جنگندگان «امل » گذراندم، فقط يك كتاب با خودم بردم و آن «كوير » تو بود . كويري كه يك عالم معني غنا داشت و مرا به آسمان ها مي برد و به ازليت و ابديت متصل مي كرد... ... اي علي! ياد تو، نام تو، گفته هاي تو، افكار تو همه براي من نوعي نماز است كه مرا به خدا نزديك و نزديك تر مي كند. تو اي علي! در همه نمازهاي مخلصانه ما حضور داري و ما را در همه پرواز ها به آسمان ها همراهي مي كني، بر همه مجاهدين كه در راه حق به افتخار شهادت نائل مي شوند، تو شاهد و شهيدي ... »

 

2 اين مطلب توسط نوشته شد  پنجشنبه سی ام خرداد 1387در ساعت  0:20  سيد مجتبي تقوي نژاد  | 

ما را چه تفاوت است با مدیران دانشگاه دولت احمدی نژاد؟
درود

شناخت روحيه و تفكر و اقدامات و رفتارهاي امثال دكتر مددي به احتمال زياد براي فعالين دانشجويي كه در دولت احمدي نژاد تحصيل مي كردند كار چندان سختي نخواهد بود، چرا كه در تقريبا تمام دانشگاههاي كشور تفكري مشابه تفكر آقاي دكتر مددي حاكم مي باشد.تفكري كه قائل به حذف انديشه ي مخالف و جلوگيري از بيان عقايد توسط مخالفين فكري مي باشد كه آخرين اقدامات از اين دست به دستور لغو مجوز انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه زنجان توسط جناب آقاي مددي مي باشد كه البته آخرين نخواهد بود.

بنابراين و با فرض شناخت نوع نگاه آقاي دكتر مددي به فعاليت دانشجويي، مساله اي را كه از لحظه ي ديدن فيلم منتشر شده ذهنم را به خود مشغول كرده است بيان مي كنم.

حالتي را كه پس از ديدن اين فيلم بر من رفت حالات مختلفي از ترس، شرمندگي، خوشحالي، فرونشستن حس انتقام، گيجي و تعليق بود.اين حالات كه توامان با هم بروز كردند نشات گرفته از حس نفرت از معاونين دانشجويي بود كه همواره وجود آنها مانعي براي فعاليت سالم(اعم از سياسي، فرهنگي يا اجتماعي) دانشجويان در دانشگاه بود. اما لحظاتي پس از خروج از حالت تعليق تا كنون اين انديشه مرا رها نكرده است كه آيا اقدام دانشجويان در انتشار اين فيلم اقدامي اخلاقي بوده است؟ مجدد تاكيد مي كنم كه چوب امثال آقاي مددي در چهار سال و اندي كه در دانشگاه فعاليت مي كرديم به تن ما خورده است و اصلا اين سخنان را در مقام دفاع از امثال مددي بيان نمي كنم.

اما آيا دانشجويان محترم عضو انجمن اسلامي -كه همواره به عضويت و حضور در آن افتخار مي كنم -نمي توانستند بدون انتشار اين فيلم به خواسته ي مشروع و به حق خود يعني بازگشايي انجمن برسند؟اصلا آيا انتشار اين فيلم –ضمن تاييد حركت ضد اخلاقي و حتي انساني دكتر مددي- كاري اخلاقي بوده است؟

آيا استفاده ي غير اخلاقي دكتر مددي و امثال ايشان از قدرت و نفوذي كه دارند دليلي براي مقابله به مثل و استفاده از ابزارهاي غيراخلاقي مي باشد؟اگر اينگونه است ما را چه تفاوت است با مديران دانشگاه در دولت احمدي نژاد؟


 

2 اين مطلب توسط نوشته شد  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387در ساعت  2:40  سيد مجتبي تقوي نژاد  | 

 

درود

اين تصوير را كه هفته ي قبل از كنار درياچه ي زيباي كوه گل در نزديكي شهر سي سخت گرفتم را به مناسبت هفته ي محيط زيست و روز گل و گياه تقديم به شما مي كنم(گرچه گل و گياهي توش معلوم نيست)

             كوه گل اطراف شهر توريستي سي سخت

2 اين مطلب توسط نوشته شد  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387در ساعت  2:26  سيد مجتبي تقوي نژاد  | 

اعلام اعتراض با ننوشتن از سالهایی که اصلا سالهای خوبی برای بزرگ شدن نبودند!

 

بیست و سوم خرداد که مصادف بود با بیست و سوم رمضان ۱۴۰۵ و  ۱۹۸۵june۱۳  روز تولد من بود. گرچه مهم نیست ولی عده ای را یادآور روزهای سخت سالهای جنگ است و عده ای را نیز یادآور سالهای تلخی که اصلا سالهای خوبی برای زندگی کردن نبوده اند. عده ای را به یاد آرمانهای از یادرفته شان می اندازد و عده ای دیگر را یاد آرمانهای بر باد رفته. گروهي اين و سالهاي نزديك به آن را از خاطره و حافظه شان پاك كردند و گروهي ديگر نه تنها خاطره اي جز از آن روزها ندارند بلكه خود نيز در همان سالها متوقف شدند. اين سالها كساني را به ياد پدر و برادر و خواهر و مادر شهيدشان مي اندازد و ديگر كسان را به سعي در فراموشي آن تلخ روزها و داشتن زندگي آرام در كنار كشور دوست و همسايه و مردماني كه برادر خطابشان مي كنند.شايد دليلش فراموشي همه ي كساني بوده كه يادشان رفته است چنين روزي در بيست و سه سال پيش مصادف بود با روز قدسي شبيه همه ي روزهاي قدس.با تفاوتي كه آن روز راه قدس از كربلا مي گذشت...

امروز را عده اي آرزوي بازگشت به آن سالهاست و عده اي را حسرت از دست دادن فرصتهاي زندگي در آن سالها.سالهاي بد باد و شك و اشك

اما كسان ديگري هم اين سالها برايشان خاطره شده است.خاطره اي  ناديده كه شنيده هاي بسياري را برايشان به ارمغان آورده است.نمي خواهم آن سالها را مرور كنيم كه اصلا سالهاي خوبي براي بزرگ شدن نبودند.  

.

.

.

متاسفانه امروز بيست و سه سال از بيست و سه خرداد 64 مي گذرد.

از باده ي دوشين قدحي بيش نماند

 از عمر ندانيم كه چه باقي مانده است

.

.

.

و شايد فقط شاملو بتواند حال ما متولدين دهه ي جنگ و خشونت و ايثار و آگاهي و احساس و ايدئولوژي و فقر و وحشت و كوپن  را آنهم در چند خط اول شعرش بگويد:

جخ امروز
از مادر نزاده ام
نه
عمر جهان بر من گذشته است.

نزديک ترين خاطره ام خاطره ی قرن هاست.
بارها به خونمان کشيدند
به ياد آر
و تنها دست آورد کشتار
نان پاره ی بی قاتق سفره ی بی برکت ما بود.

اعراب فريب ام دادند
برج موريانه را به دستان پرپينه ی خويش بر ايشان در گشودم
مرا و همه گان را بر نطع سياه نشاندند و
گردن زدند.

نماز گزاردم و قتل عام شدم
که رافضی ام دانستند
نماز گزاردم و قتل عام شدم
که قرمطی ام دانستند.
آن گاه قرار نهادند که ما و برادرانمان يکديگر را بکشيم و
اين
کوتاهترين طريق وصول به بهشت بود!

به ياد آر
که تنها دست آورد کشتار
جل پاره ی بی قدر عورت ما بود.

خوش بينی ی برادرت ترکان را آواز داد
تو را و مرا گردن زدند
سفاهت من چنگيزيان را آواز داد
تو را و همه گان را گردن زدند
يوغ ورزاو بر گردنمان نهادند
گاوآهن بر ما بستند
بر گرده مان نشستند
و گورستانی چندان بی مرز شيار کردند
که باز مانده گان را
هنوز از چشم
خونابه روان است.

کوچ غريب را به ياد آر
از غربتی به غربت ديگر
تا جست و جوی ايمان
تنها فضيلت ما باشد.

به ياد آر
تاريخ ما بی قراری بود
نه باوری
نه وطنی.
نه
جخ امروز
از مادر
نزاده ام

2 اين مطلب توسط نوشته شد  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387در ساعت  2:50  سيد مجتبي تقوي نژاد  |