تبليغاتX
فرياد
...آي با شما هستم....اين درها را باز كنيد
چرا در ایران حریم خصوصی نداریم؟
عید سعید فطر  بر همه ی شما عزیزان مبارک باد.
امروز در روزنامه می خواندم که سرویسی برای مشترکین تلفن همراه در انگلستان راه اندازی شده است که در ازای دریافت روزانه چند sms تبلیغاتی تمام خدمات و هزینه های مکالمات و سرویس sms برای این مشترکین به صورت رایگان ارائه می شود.البته همانجا هم اشاره شده بود که پیش از این در آمریکا نیز چنین سرویسی راه اندازی شده بود.
نکته ی قابل توجهی که در این خبر دیدم توجه و احترام فوق العاده در کشور های  پیشرفته –که البته دموکراتیک نیز هستند ، گویا ارتباط مستقیمی بین پیشرفت و دموکراسی وجود دارد – به حوزه ی خصوصی افراد و حریم شخصی شهروندان می باشد.تا جایی که شرکتهای تبلیغاتی حاضرند برای دسترسی چند دقیقه ای به وقت افراد –البته با تمایل خودشان – هزینه های فراوانی را انجام دهند.حال این را مقایسه کنید با sms  های وقت و بی وقتی که شرکت محترم !! مخابرات همه روزه برای مشترکینش بدون کسب هیچ اجازه ای می فرستد.
این مسال کوچک و کم اهمیتی بود در خصوص بی توجهی به حریم شخصی افراد و دخالتهای گوناگون دولت در حوزه ی خصوصی افراد در ایران.البته در ایران چیزی به نام حوزه ی شخصی وجود ندارد.دولت هر زمان که بخواهد و اصلا در هر زمان حریم شخصی شما را در کنترل دارد.مثالهای فراوانی وجود دارد که نشان دهنده ی این نقض گسترده ی حوزه ی شخصی افراد است اما به دو نکته اشاره می کنم.در ایران استفاده از ماهواره در منازل ممنوع می باشد.سوالی که پیش می آید این نکته است که این حق را چه کسی به دولت داده است –حتی اگر به صورت قانون در آمده باشد – که به افراد امر و نهی کند که شما چه چیزی ببین و چه چیزی گوش بده؟
مورد دوم کنترل و شنود تلفن افراد در ایران است.گرچه در قانون اساسی شنود تلفن مگر به حکم قاضی ممنوع اعلام شده است اما متاسفانه به راحتی توسط برخی نهادهای خاص تلفن افراد مورد شنود واقع می شود و گاها اعتراضها به این نکته نیز بی فایده است.باز سوال می کنم به چه حقی دولت به خودش اجازه می دهد به شنود مکالمات افراد – که احتمالا این دیگر باید شخصی ترین حوزه ی فرد باشد- بپردازد؟اگر در مورد نوع پوشش این مساله را که نوع پوشش شما به سلامت جامعه لطمه وارد می کند !!! توجیه کنند ، شنود مکالمات افرادی که در هییچ دادگاهی حکم به شنود مکالماتشان داده نشد بر اساس کدام قانون صورت می پذیرد؟چرا ما به عنوان یک مسلمان و کسانی که باید با تمسک به قرآن و درس گرفتن از آیاتی مانند آیه ی مبارکه ی : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا ، باید به حال کشورهایی که مسلمان هم نیستند غبطه بخوریم؟
2-انگار هر دم از این باغ بری می رسد.هنوز اظهارات فرماندار محترم شهرستان بویراحمد را در خصوص اصلاحات که به سخیف ترین ادبیات آن را مورد حمله قرار داد را فراموش نکردیم که جناب آقای صفرپور مدیرکل محترم منابع طبیعی استان کهگیلویه و بویراحمد اصلاحات را 
مورد لطف قرار دادند.قبل از گفتن هر نکته ای در این خصوص خدا را شکر می کنم که دشمنان اصلاحات را از افرادی که کم می دانند قرار داد . لَأَنتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِي صُدُورِهِم مِّنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَفْقَهُونَ.
گویا آقای صفرپور تمام مشکلات و معضلات منابع طبیعی را حل کرده اند که  اظهار نظر در خصوص هر موضوعی غیر از منابع طبیعی شغل هر روزه ی اشان گردیده است. متاسفانه آقای صفر پور-که از نزدیکترین افراد به آقای حسینی استانداری که همین روزها شاهد عزلش خواهیم بود- در اعلام این نکته که چفیه در زمان اصلاحات به دست اراذل افتاد اندکی در این نکته که واقعا بعد از جنگ چفیه نماد چه کسانی بوده است تامل نکرده اند چرا که اگر این کار را می کردند احتمالا نباید به خود اجازه ی چنین گزافه گویی را می دادند.متاسفانه یا خوشبختانه جریان حاکم به دلیل شکست در اجرای شعارهایشان-نمی گویم برنامه هایشان چرا که هیچ برنامه ی مدونی نداشتند- و ناتوانی در حل مشکلات و معضلات کشور و عدم توانایی کنترل  بحرانهای عظیم اقتصادی که کشور را احاطه کرده اند اقدام به فرافکنی و ارجاع افکار عمومی به گذشته ی موهوم و ساخته ی ذهن ناتوانشان می کنند.هنگامی که از جا انداختن این نکته در بین مردم که دولت نهم در زمینه های اقتصادی و سیاسی و بین المللی از دولت قبل موفق تر بوده است نا امید شدند دست به استفاده ی از حربه های قدیمی ترشان یعنی تهییج افکار مذهبی مردم زده اند. متهم کردن دولت اصلاحات به بی توجهی به مسائل مذهبی می تواند برای جریان حاکم بهانه ی خوبی برای سرپوش گذاشتن بر ناتوانیهای خودشان باشد.آن هم در شرایطی که 
53 درصد مردمی که دور قبل به احمدی نژاد رای دادند دیگر قصد رای دادن به وی را ندارند.قطعا با نزدیکی به انتخابات مجلس هشتم و احتمال  از دست دادن این مجلس –به خصوص در شهرستانها از جمله شهرستان بویراحمد- شاهد حمله های ناشیانه ی دیگری از این دست خواهیم بود.
2 اين مطلب توسط نوشته شد  جمعه بیستم مهر 1386در ساعت  1:38  سيد مجتبي تقوي نژاد  | 

آقای احمدی نژاد ؛ آنجا دانشگاه تهران نبود ، باید این را می فهمیدی!
درود

ولادت حضرت امام حسن مجتبی (ع) بر همه ی شما مبارک باد.امیدوارم بتوانیم از لحظات این ماه مبارک استفاده ی لازم را ببریم و در پایان این ماه مبارک مغموم و پشیمان از دست دادن این ماه نباشیم.طاعات و عبادات همه ی شما قبول.

حضور محمود احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا و حواشی آن بحث این چند روز محافل مختلف بود.من همانطور که بارها نوشته ام و گفته ام با احمدی نژاد و اندیشه ها و عقایدش موافق نیستم و به طور کلی شان ریاست جمهوری نظام جمهوری اسلامی را بسیار فراتر از شخصی مثل احمدی نژاد می دانم. اما به هر دلیلی و تحت هر شرایطی احمدی نژاد رئیس جمهور ایران شده است و خود وی باید متوجه شرایط و شانی که البته به واسطه ی ریاست جمهوری برایش ایجاد شده است باشد.اگر تا دیروز تحت نام محمود احمدی نژاد هر کاری می خواست می توانست انجام دهد و خیلی مورد مواخذه قرار نمی گرفت اکنون باید متوجه باشد که گفتن یک کلمه و مطرح کردن یک مساله می تواند عواقب خطرناکی برای ملت ایران داشته باشد.باید متوجه باشد هر حرکت و رفتارش زیر ذره بین رسانه های مختلف قرار دارد.بنابراین وقتی رئیس دانشگاه کلمبیا با آن کلمات و ادبیات وی را مورد خطاب قرار می دهد باید متوجه می شد که آنچه که بالینجر بر زبان می راند شخص محمود احمدی نژاد را نشانه نمی رود بلکه ملت و تمدن ایرانی را هدف قرار داده است.به قول جناب آقای آرمین ما نمی دانیم چه چیزی از حضور در دانشگاه کلمبیا نصیب احمدی نژاد شد که ماند و آن همه توهین را شنید.اصلا چرا محل سخنرانی را به نشانه ی اعتراض ترک نکرد؟اگر خودش برای خودش شانی قائل نیست حداقل برای ملت ایران که دنیا وی را به عنوان نماینده ی این ملت می شناسند احترام قائل بود.
من تعجب می کنم اگر خود آقای احمدی نژاد متوجه بعضی مسائل و شرایط نیست آیا مشاور آگاهی نیز ندارد که مسائل را برایش تشریح کنند و در مورد واقعیت ها با وی سخن بگویند؟آیا احمدی نژاد فکر می کرد آنجا نیز دانشگاه تهران است که آیت الله عمید زنجانی نیمی از وقت سخنش را در ستایش احمدی نژاد و تعریف و تمجید از برنامه هایش بپردازد؟آیا فکر می کرد دانشجویانی که سوال می کنند انتخاب و گزینش شده از اعضای یک تشکل خاص در دانشگاه ها هستند؟آیا گمان می برد که آنجا دانشگاه امیرکبیر است که یک روز پس از سخنرانی ، آقای رهایی پروژه ای را برای به دام انداختن منتقدین رئیس جمهور به راه بیندازد و منتقدین سر از زندان و بازداشتگاه در بیاورند؟یا فکر می کرد دانشگاه پیام نور دارقوزآباد  است که عده ای برای شنیدن سخنانش سر و دست بشکنند؟چرا آقای احمدی نژاد متوجه نیست که جایی را برای خودنمایی و سخنرانی انتخاب کرد که رسانه های آزاد وجود دارند و هیچ چیزی برای پنهان کردن وجود ندارد؟چرا متوجه این مساله نبود که شعارهای تبلیغاتی اش فقط می توانند برای جایی که روزنامه اش توقیف می شود و سایتش فیلتر و هیچ رادیو و تلویزیون آزاد و غیر دولتی وجود ندارد مصرف داشته باشد.چرا این را نمی فهمد که در کشوری با صدها شبکه ی تلویزیونی و هزاران رادیو و روزنامه و سایت اینترنتی نمی تواند شعارهای داخلی اش را به فروش برساند؟
چرا محمود احمدی نژاد می گوید " آزادي در ايران آزادي حقيقي است، مردم ايران آزاد هستند و زنان در ايران بالاترين سطح آزادي را دارند" ؟خنده دار تر از این نمی شود.تعریف آزادی حقیقی چیست؟منظور از آزادی زنان همان طرح معروف امنیت اجتماعی است؟منظور تذکر به یک و نیم میلیون زن ایرانی بابت نوع پوشش شان است؟منظور این است که زنان از این آزادی برخوردارند که کاندیدای ریاست جمهوری شوند؟
چرا محمود احمدی نژاد می گوید:" ملت ما آزاد است، بالاترين سطح شركت كننده را در انتخابات دارند .80 تا 90 درصد در انتخابات شركت مي كنند."؟یعنی احمدی نژاد نمی داند که بیش از 28 سال از انتخاباتی که بیش از 70 درصد مردم در انتخابات شرکت کرده باشند می گذرد؟آیا فراموش کرد که خودش در پی انتخابات شورایی شهردار شد که تنها 5/12 (دوازده و نیم )درصد مردم در انتخابات شرکت کرده بودند؟
چرا احمدی نژاد سخنانش را سنجیده بر زبان نمی آورد که مجبور شود در پاسخ به سوالی در خصوص مساله ی اسرائیل ساکت بماند و پاسخ ندهد؟و بگوید که اجازه  بدهید در خصوص نظر دولتم برای حذف اسرائیل از نقشه پاسخ بله یا خیر ندهم.احمدی نژاد فکر می کند با این کار مردم دنیا سخنش مبنی بر حذف اسرائیل از روی نقشه را از یاد می برند؟یا فکر می کند حرفی که در داخل زد را در بیرون کسی نمی شنود؟
آیا هولوکاست مساله ی مردم ایران است؟حل این مساله-البته مساله با وجود شواهد زنده و فیلمها و عکسای مستند حل شده است- چه دردی از مردم ایران را درمان می کند؟یکی از دوستان حرف خوبی می زد می گفت که طرح مجدد مساله ی هولوکاست و زیر سوال بردن آن مثل این است که گروهی در ایران در اصل جنگ هشت ساله ی تحمیلی شک کنند و ادعا کنند چنین جنگی با این ابعادی که ادعا می شود رخ نداده است.جالب اینکه احمدی نژاد که متوجه اشتباه خودش شده است دیگر کمتر بر روی اصل هولوکاست تاکید می کند و حرفش را اینگونه تغییر داده که چرا مردم فلسطین باید پاسخگوی هولوکاست باشند؟و خواستار برگزاری انتخابات  آزاد در فلسطین می شود.چیزی که مردم ایران سالهاست با وجود شورای نگهبان از آن محرومند.
به هر حال مشاوران آقای احمدی نژاد این نکته را به او تذکر دهند که چیزهایی را در خارج مدعی شود که در داخل واقعا وجود داشته باشد و ادعای دموکراسی خواهی و آزادی خواهی و حقوق زنان و ... از سوی احمدی نژاد حنایی است که دیگر رنگی ندارد.و همچنین چیزهایی را از کشورهای دیگر بخواهد که خودش از آنها حداقل بهره ای داشته باشد.و بر این نکته تاکید کنند که آنجا ایران نیست که هر چه بگویی به واسطه ی بارها تکرار در تلویزیون دولتی تبدیل به حقیقت برای مردم شود.آنجا اگر تو یک ساعت حرف بزنی بوسیله ی کارشناسان مختلف ده ها ساعت سخنانت تحلیل می شود.ایران نیست که سه هزار ساعت از وقت تلویزیون تنها و تنها در پی توجیه سفرهای استانی ات باشد و منتقدین این سفر ها حتی سه ساعت وقت انتقاد نداشته باشند.آقای احمدی نژاد شکی نیست که امروزه افکار عمومی جهان را رسانه های پرقدرتی که از قضا در دست دشمن توست-دشمن تو ، نه دشمن ملت- شکل می دهد.پس متوجه باش که چه می گویی.اصلا من فکر می کنم سخن نگویی هم به نفع ایران و مردمش است و هم خودت کمتر در چنین وضعیت اسفناکی قرار می گیری.با همین معیار عدالتی که خودت از کاریکاتور آن سخن می گویی هم حساب کنیم ببیش از اندازه ای که باید صحبت کردی.حالا اگر هم قصد داری سخن بگویی به همان مذاکرات پشت پرده و بدون حضور دوربینها قانع باش که بلای دانشگاه کلمبیا سرت نیاید.

ساکت آقای احمدی نژاد


نکته ی جالب دیگر دادن اجازه ی صحبت کردن به احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیای آمریکا بود.گرچه آقای احمدی نژاد اعتقاد دارد در آمریکا آزادی وجود ندارد .کسی نمی گوید که دانشگاههای ایران به بوش و بلر و شارون و تئورسین های نو محافظه کار آمریکایی اجازه ی سخنرانی دهند ولی آیا میتوان این سوال را پرسید که آیا اعضای احزاب اصلاح طلب ایران می توانند به راحتی در دانشگاهها جهت سخنرانی حضور یابند؟آیا هاشم آغاجری و مصطفی تاج زاده و بهزاد نبوی و محسن آرمین و ... می توانند در دانشگاههای ایران به ایراد نظراتشان بپردازند؟نمی گویم ابراهیم یزدی و مهندس توسلی و مهندس سحابی و ...

2 اين مطلب توسط نوشته شد  جمعه ششم مهر 1386در ساعت  1:12  سيد مجتبي تقوي نژاد  |