2-مقام اول نشریه ی فریاد در بخش مقالات سیاسی :به روزهای تحویل دولت هشتم نزدیک می شویم و روزهای خوش هم کم کم به خاطره ای مبدل می شوند.البته برای بسیاری این خاطره هم نمانده است.مقاله ای که در ادامه می خوانید نوشته ی دوست عزیزم جناب آقای حميدرضا صفايي است که در آخرین شماره ی نشریه ی فریاد در اردیبهشت 85 منتشر شد.مناسبتش علاوه بر نزدیک بودن به دومین سال پایان این است که به واسطه ی این مقاله نشریه ی فریاد در بخش مقالات سیاسی "پنجمین همایش روزنامه نگاران غیر حرفه ای" در کشور مقام اول را کسب نمود.ضمن تبریک به همکارانم در نشریه ی فریاد این موفقیت را به حمیدرضا عزیز تبریک عرض می کنم.توصیه می کنم آفلاین شوید و این مقاله را حتما بخوانید.
نوستالژیا
"غير منتظره" و " به هنگام" بهترين تعبيري است که شايد مي توان براي حضور روحاني شيک پوش و خندان ايراني در انتخابات دو خرداد هفتاد و شش به کار برد.آن هم براي ايرانيان که هماره "غير منتظره " را در کنار " نابهنگام" تصور و تجربه کرده اند.اما اين روحاني آزادي خواهِ متجدد که پيش از اين عرصه ي فرهنگ را ارجح دانسته و از ورود به عرصه ي سياست خودداري کرده بود ، اين بار در مقابل اصرار ياران ديرين خود راهي جز قبول رقابت با رئيس محافظه کار پارلمان ايران پيش روي خود نمي ديد.ياران ديريني که هر چند دم از سياست ورزي مدرن و سيستماتيک مي زدند ولي هنوز هم حاضر نبودند بر روي کسي جز يک قهرمان کاريزماتيک سرمايه گذاري کنند.ميرحسين موسوي که کاريزماي خود را مديون شرايط ويژه ي زندگي مردم در جنگ ايران و عراق و روزگار کم توقعي ايرانيان در آن شرايط بود گزينه ي اول اصلاح طلباني بود که بيشتر به دنبال يک اجماع درون گروهي براي انتخابات آتي بودند تا پيروزي در 2 خرداد 76.
شايد اگر او قبول دعوت مي کرد ، هيچ گاه وزير ارشاد دولت سازندگي در نوک پيکان دولت اصلاحات قرار نمي گرفت.به هر تقدير خاتمي آمد تا حرفهايي که روزي حتي در خانه اجازه ي طرح شدن پيدا نمي کردند به عرصه ي عمومي بيايند و به سوژه ي گفت و شنودهاي روزمره ي عام و خاص تبديل شوند.بررسي عملکرد هشت ساله ي محمد خاتمي به ساعت ها نوشتن و گفتن و شنيدن نياز دارد ، اما هدف از طرح اين نکات فقط اشاراتي است مختصر و کوتاه به نقاط قوت کارنامه ي ايشان تا ملتي که بارها به نداشتن حافظه ي تاريخي متهم شده است اين بار با ياد آوري آن هشت سال کمي در تقويت حافظه ي تاريخي خود بکوشد.

1-سياست به طور عام و به ويژه سياست ورزي از نوع شرقي اش يعني " راست نگفتن " يعني " پوشاندن حقيقت " يعني " تو نبايد بداني " و " تو نمي تواني بداني " .خاتمي با حضور خود در راس بالاترين مرجع انتخابي – اجرايي ايران ، ديوار سياست را شيشه اي کرد و با شفافيت مواردي را که پيش از اين در پشت صحنه قرار داشت به روي صحنه آورد و در ديد عموم قرار داد.
2-محمد خاتمي رکود سياسي حاکم در فضاي آنروزها را به چالش کشيد و با طرح گفتمانهاي جديد و مدرن مجددا مردم را به صحنه آورد و با آگاهي بخشي در حوزه هاي سياست و فرهنگ و اجتماع ، مردم را به پي گيري تحولات سياسي ايران و جهان راغب نمود.
3-خاتمي با ورود از عرصه ي فرهنگ به سياست ، نگرشي نو نسبت به سياست ورزي ايجاد کرد.نگرش عمومي که تا پيش از اين نسبت به سياست وجود داشت بر مبناي دروغ ، قساوت ، قاطعيت و ... استوار بود و کسي را باور اين نبود که سياست هم مي تواند با اخلاق سازگار باشد . اما خاتمي با نگاه فرهنگي و اخلاقي به حوزه ي سياست گام بزرگي در پر کردن شکاف تاريخيِ دولت – ملت در ايران برداشت.
4-خاتمي با طرح شعار "زنده باد مخالف من " رويکرد خود را نسبت به مخالفانش نشان داد و با عدم پيگيري قضايي توهين هايِ سازمان يافته اي که قبل و بعد از انتخابات به او روا داشته بودند نشان داد که صبر و بردباري ذاتي خود را در عرصه ي کاري اش نيز لحاظ مي کند ، تا بر همگان روشن شود که او نه تنها در عرصه ي نظري بلکه در عمل نيز آموزگار بردباري و مدار است.
5-خاتمي با اينکه براي مردم ايران در هيبت يک قهرمان جلوه مي کرد ، اما با نفي گفتمان تاريخيِ " قهرمان پروري " ايرانيان بارها اين سخن را بر زبان آورد که " من قهرمان نيستم و واي به حال ملتي که به دنبال قهرمان باشد ". او هيچ گاه سعي نکرد که از شخصيت کاريزماتيک خود براي رسيدن به اهدافش استفاده ي تبليغاتي کند و همواره خود را به عنوان يک شهروند معمولي به حساب مي آورد .
6-خاتمي در حالي تز " گفت و گوي تمدنها " را مطرح کرد که پيش از اين محافظه کاران جديد آمريکا با نظريه پردازيهاي افرادي چون " ساموئل هانگتينتون " ، " هنري کسينجر" و ... در پي ايجاد هژموني جهاني بودند تا مشکل عدم داشتن دشمن فرضي را براي خود حل کنند و ايران از مهمترين اميدهاي آنان براي ساخت يک دشمن فرضي بود.گفت و گوي تمدنهاي پيشنهادي خاتمي هر چند در محتوا داراي نقاط ضعفي بود ، ولي طرح آن باعث شوکه شدن و نا اميدي محافظه کاران جنگ طلبي شد که به دنبال ايجاد مقبوليت در داخل آمريکا مي گشتند تا اهداف جهاني خود را محقق کنند.
7-حقوق شهروندي از جمله مهمترين واژه هايي بود که در اين دوران از محافل نخبگان و روشنفکران به سطح جامعه آمد و مردم فهميدند که داراي حقوق مشخصي هستند و مي توانند آن را از ارکان قدرت مطالبه کنند.آنها همچنين اين را حق خود يافته بودند که دست به نقد و گوشزد کردن نارساييهاي اشخاص و عملکردشان بزنند.اشخاصي که تا قبل از آن مردم جرات نقد مديران درجه ي سوم آنها را نيز به خود نمي دادند .بنابراين خاتمي با فراگير کردن فرهنگ " نقد عمومي " مردم ايران را به درک جديدي از نسبت دولت – ملت رساند.
8-اصلاحات خاتمي در حوزه هاي امنيتي آنقدر بي سابقه بود که بسياري از نزديکان وي نيز آن را باور نداشتند.ارائه ي گزارشي از پرونده ي قتلهاي زنجيره اي و ارتباط آن با عناصر تراز اول وزارت اطلاعات بر همگان روشن کرد که خاتمي متفاوت ترين سياست مدار ايران بعد از انقلاب 57 است.
9-خاتمي بعد از وقفه اي 20 ساله ، اقدام به برگزاري انتخابات پر شوري براي انتخاب اعضاي شوراهاي شهر و روستا کرد ، تا علاوه بر ايجاد فضاي ديالوگ و گفتگو در دود افتاده ترين نقاط ايران ، روح آيت الله طالقاني روحاني سخت کوش و مبارز ايراني را شادمان کرده باشد.
10-عمران صلاحي زماني به طنز گفته بود :"خواهم بوسم لبت را ، نردبان پيدا نشد" در وزارت ارشاد دوران ميرسليم به " خواستم گيرم سبيلت ، نردبان پيدا نشد" مبدل گشت ! همين نقل قول کوتاه کافي استتا بفهميم که وضعيت نويسندگان و کتابهايشان در دوران خاتمي با با چه تحولي نسبت به قبل روبرو گشت.هر چند مساله ي سانسور در اين دوران هم به کلي منتفي شد اما ايجاد فضايي مناسب باعث شد نويسندگان حجم عظيمي از تاليفات و ترجمه هاي خود را به بازار عرضه کنند.
11-حضور دوباره ي فيلم سازاني همچون بهمن فرمان آرا ، ناصر تقوايي و بهرام بيضايي به صحنه ]بعد از چند سال دوري] را مي توان از موفقيت هاي خاتمي در حوزه ي سينما قلمداد کرد.همچنين از نمايش فيلمهايي همچون "آدم برفي" بعد از مدتي توقيف و ساخت فيلمهاي مهم و تاثيرگذاري همچون "آژانس شيشه اي" ، "بودن يا نبودن" ، "رنگ خدا" ، "طعم گيلاس" ، "ارتفاع پست" ، "بوي کافور عطر ياس" ، "سگ کشي" ، "آوازهاي سرزمين مادري ام" ، "از کنار هم مي گذريم" و (بسياري از فيلمهاي ماندگار ديگر که ذکرشان در اين مقال نمي گنجد) را بايد به عنوان کارنامه ي روشن خاتمي در سينما ياد کرد.
12- گل سرسبد اقدامات خاتمي در حوزه ي فرهنگ را بايد در عملکرد وي در عرصه ي اطلاع رساني و مطبوعات جستجو کرد.او با شناخت عميق خود از رسانه و به خصوص رسانه هاي مکتوب ( که بخشي از آن به فعاليت او در روزنامه ي کيهان و
بخش ديگر به مطالعات شخصي او مربوط مي شد) باعث تکثر بي سابقه ي نشريات در دوران فعاليتش شد.نشرياتي که با آگاهي بخشي و ارئه ي تحليل و تفسير و اطلاع رساني در حوزه ي گوناگون ، فضايي دلنشين و پرشور را پديد آوردند.هر چند تعطيلي يکباره ي بسياري از اين نشريات علاوه بر از بين بردن شيريني آن دوران باعث بطئي شدن فرايند اصلاحات در ايران شد.و اين در حالي بود که خاتمي بر قانونمند شدن اين تعطيلي ها اشاره کرد ، اما چه فايده که ...
13-تلاشهاي خاتمي در حوزه ي سياست خارجي را بايد از موفق ترين تلاشهاي او دانست.در حالي که اتفاقاتي مانند دادگاه ميکونوس ، ايران را به يک انزواي بين المللي نزديک کرده بود و به جز چند کشور کم اثر آفريقايي و آسياي ميانه و شريک هاي سنتي همچون سوريه ، ارتباط چنداني با فضاي بيرون وجود نداشت ؛ خاتمي با ديپلماسي فعال خارجي ضمن ايجاد ارتباط با بسياري از کشورهاي مهم جهان و خروج ايران از انزوا ، دست به يک اعتماد سازي ملي و بين المللي زد و چهره اي نو و قابل قبول از ايران و ايراني در جهان به نمايش گذاشت و به قولي خودش به نماد کرامت و بزرگواري ايرانيان تبديل شد.
14-در عرصه ي ورزش قهرماني و به خصوص ورزشهاي گروهي و از جمله فوتبال نيز بايد خاتمي را موفق ترين رئيس دولت تاريخ ايران دانست.تيم ملي فوتبال ايران که تا پيش از اين و در بيش از نيم قرن حضور در عرصه هاي بين المللي فقط يک بار حضور در جام جهاني را تجربه کرده بود ، در دوران هشت ساله ي محمد خاتمي 2 بار به اين ميعادگاه عظيم جهاني راه يافت.همچنين با صعود تيمهاي فوتبال جوانان و نوجوانان ايران به جام جهاني ، کسب عناوين جهاني توسط واليباليست هاي جوان و نوجوان ، کسب مدالهاي ارزشمند در کشتي ، وزنه برداري ، تکواندو و ...را نيز به عنوان گوشه اي از موفقيت هاي خاتمي بنگريم.

15-ثابت ماندن قيمت دلار در دوران هشت سال حضور خاتمي بر مسند قوه ي اجرايي کشور را بي ترديد بايد ستود و از آن به نيکي ياد کرد.رئيس جمهور خاتمي در تبليغات انتخاباتي خود کمترين تاکيد را بر فعاليتهاي اقتصادي داشت و کمترين وعده ها را در اين زمينه داد ، اما به زعم بسياري از کارشناسان موفق ترين دولت تاريخ ايران در حوزه ي اقتصاد را خاتمي رهبري کرد و البته هيچ گاه نيز با شعار هاي عامه پسند اين اقدامات خود را به رخ ملت ايران نکشيد.علاوه بر يکسان شدن نرخ ارز مي توان از يکسان شدن سود تسهيلات بانکي ، افزايش کمي و کيفي بانکهاي خصوصي ، سرمايه گذاري عظيم در پارس جنوبي و ... به عنوان دستاوردهاي دولت خاتمي ياد کرد و اين در حالي است که اين نکات روشن در سايه ي دورقمي ماندن نرخ تورم قرار گرفت که براي خاتمي به ارث رسيده بود.
16-گندم را قوت لايموت مردم ايران مي نامند و يکيي از مشکلات اساسي و هميشگي دولتها در ايران صرف هزينه هاي گزاف براي ورود گندم به کشور بود.در دوران خاتمي بالاخره شعار خودکفايي در عرصه ي گندم از عرصه ي شعار به عمل آمد تا خاتمي بدون دادن وعده ي قبلي اين دستاورد با ارزش را براي ملت ايران به ارمغان آورد.
17-تاسيس صندوق ذخيره ي ارزي قدم موثر و بلند مدت دولت خاتمي جهت تقويت زيربناهاي اقتصادي و حفظ نقدينگي در کشور بود.اما در دوران خويش هيچ گاه از اين صندوق " مايه " نگذاشت تا بر محبوبيت خود بيفزايد.ولي شايد فکرش را هم نمي کرد بعد از او خرج کردن از اين صندوق به يک اتفاق روزمره توسط محافظه کاران بدل شود.خاتمي همچنين در اين دوره جهت کاهش هزينه و رفع موازي کاريهاي رايج در کشور اقدام به ادغام وزارتخانه هايي که در کليت با هم همساني داشتند و مي توانستند فعاليتهاي هم را پوشش دهند ، کرد.
18-سالها بود که ورود به سازمان تجارت جهاني براي ايرانيانِ آشنا و علاقه مند به اقتصاد به يک طلسم ناشکستني بدل شده بود.رد مکرر درخواستهاي ايران براي عضويت در اين سازمان بسياري را به اين باور رسانده بود که رايزني هاي خاتمي و تيم اقتصادي اش فقط به اتلاف وقت مي انجامدو ثمري در پي ندارد.اما اين تلاشها بالاخره نتيجه داد تا خاتمي فعاليتهاي خويش در عرصه ي اقتصاد را با اين کار تکميل کند.
شايد نکات ديگري نيز بودند که مي توانستند در اين مقال ذکر گردند ، اما از يک موضع کاملا شخصي نمره ي محمد خاتمي را 18 مي دانم به همين دليل نيز به اين تعداد اشاراتي داشتم.اما اين را بدون ذره اي ترديد مي گويم که خاتمي در آينده ي دور و نزديک به مهمترين نوستالوژيايي ايرانيان بدل خواهد گشت و تا سالها از او به نيکي نام خواهند برد.
زندگي صحنه ي يکتاي هنرمندي ماست
هر کسي نغمه ي خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوسته به جاست
اي خوش آن نغمه که مردم بسپارند به ياد
بعد از تحریر
۲۱تیر۱۳۸۴ اولین مطلب رو در این وبلاگ نوشتم.دو سال گذشت...
قبل از امتحانات جلسه ی مناظره ای از سوی جامعه ی اسلامی دانشجویان دانشگاه یاسوج برگزار گردید که از تمام تشکلهای دانشجویی جهت شرکت در این تریبون آزاد شرکت به عمل آمد که بسیج دانشجویی در این تریبون آزاد شرکت نکرد و با حضور بنده و آقای تقی زاده نایب دبیر جامعه ی اسلامی برگزار گردید.خبر تریبون آزاد فوق را به صورت مختصر در ادامه و به نقل از خبرگزاری فارس بخوانید.البته خب خبرگزاری فارسه و انتظار هم نمی رفت که همه ی حرفهایی که زده شد را منعکس کند.
در قالب تريبون آزاد دانشجويي صورت گرفت
نقد دولتهاي هشتم و نهم در دانشگاه ياسوج
خبرگزاري فارس: تريبون آزاد دانشجويي در مورد مسايل سياسي روز، امروز در حالي با حضور دانشجويان و نمايندگان تشكلهاي دانشجويي در دانشگاه ياسوج برگزار شد كه طيفهاي مختلف، عملكرد دو دولت هشتم و نهم را به نقد كشيدند.
به گزارش خبرگزاري فارس از ياسوج، دبير موقت انجمن اسلامي دانشگاه ياسوج با اشاره به دوم خرداد گفت: دولت نهم، زماني روي كار آمد كه تمام نهادهاي دولتي و انقلابي به نحوي از آن حمايت و پشتيباني كامل ميكردند.
مجتبي تقوي نژاد با بيان اينكه در دولتهاي قبل، زمان زيادي براي هماهنگي دولت و نهادهاي حكومت سپري ميشد، افزود: چنين نهادهايي با دولت نهم همكاري گستردهاي دارند.
وي با بيان اينكه در دولت نهم، مجموع درآمدهاي كشور، 80 ميليارد تومان بود و زمان روي كار آمدن اين دولت نرخ تورم به پايينترين حد خود در 10 سال گذشته رسيده بود، اظهار داشت: در نتيجه عملكرد دولتهاي گذشته، مسايل زيربنايي كشور چون نفت، گاز و پتروشيمي فراهم و در خارج از كشور نيز اعتمادسازي در سطح بين المللي به وجود آمده و حساب ذخيريه ارزي سرشار از درآمدهاي نفتي بود.
وي تصريح كرد: در استثناييترين موقعيت، احمدي نژاد دولت را از سيد محمد خاتمي تحويل گرفت و به جاي تثبيت اين موقعيتهاي سياسي و اقتصادي، از سرمايه مديران باتجربه و كارآمد، بهرهاي نبرد.
تقوي نژاد با بيان اينكه دستاوردهاي دولتهاي گذشته با جنجال آفريني از بين رفت، افزود: دولت همچنين شعارهاي خود چون آوردن نفت بر سر سفرههاي مردم را محقق نكرد و بنزين نيز به طنز تلخ روزگار تبديل شد.
وي اضافه كرد: كار در دولت نهم به جايي رسيده كه نمايندگان شاخص اصولگراي مجلس شوراي اسلامي نيز به انتقاد از دولت و سياستهاي او ميپردازند.
دبير موقت انجمن اسلامي دانشگاه ياسوج با انتقاد از سياستهاي اقتصادي و برنامههاي سياسي دولت نهم بيان داشت: در اين شرايط، رئيس جمهور هنوز با سفر به استانهاي كشور به كسب محبوبيت ميپردازد.
تقوي با بيان اينكه برخلاف رويه معمول بودجه سال 86، پنج برابر بودجه سال 81 در كشور است كه بر خلاف برنامه چهارم توسعه پيش ميرود، گفت: برخي از حركتهاي دولت، كلاه گذاشتن بر سر نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي است.
اين در حالي است كه نماينده جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه ياسوج، خطاب به دبير موقت انجمن اسلامي اين دانشگاه گفت: حماسه سوم تير و رييس جمهور شدن احمدي نژاد، جواب سختي به همه ناملايمات دولتهاي گذشته به خصوص دوم خرداديها بود.
حكيم تقي زاده با اشاره به اينكه دولت قبل نمونه بارز عدم توجه به خواستههاي اصلي مردم به ويژه عدالت و مهرورزي بود، افزود: كساني كه از خاتمي به عنوان ختم اصلاحات و رييس جمهور محبوب ياد مي كردند، طرح عبور از خاتمي را مطرح نمودند.
وي اظهار داشت: در دولت قبل، بسياري از خدمات كه بايد با پول نفت به صورت عمومي به مردم ارائه ميشد در جيبها و حسابهاي شخصي ميرفت.
تقي زاده تصريح كرد: در دولت قبل، وزيراني روي كار آمدند كه هميشه وزير بودند و برخي از افراد مسئول و مدير نيز با سوء استفاده از جايگاه و مقام خود به غارت اموال عمومي ميپرداختند.
وي با بيان اينكه در دولتهاي قبلي، سالها طول ميكشيد كه يك طرح يا برنامه در قالب مصوبه هيئت دولت در آيد، افزود: هم اكنون در سفرهاي استاني دكتر محمود احمدي نژاد از بركات دولت نهم جهت خدمت صادقانه و بي منت به مردم است. مصوبات فراواني تصويب ميشود كه برگشتناپذير و لازمالاجرا است.
نماينده جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه ياسوج با اشاره به اينكه برخي آمار و ارقام متفاوت در جهت تخريب دستاوردهاي دولت نهم است، گفت: در زمينه سياست خارجي دولت نهم، همين بس كه هيچ تصميمي در خاورميانه بدون هماهنگي با دولت ايران اجرا نميشود.
تقي زاده، دوم خرداد را متعلق به همه نظام دانست و اذعان داشت: ملت ايران در تمام زمينهها با درايت تصميم مي گيرد و سوم تير نمونه خوبي از اين درايت بود كه هم اكنون در حال خدمت صادقانه به ملت است.