در پی اعلام مبلغ دویست هزار تومان عیدی برای کارمندان و بازنشستگان دولت موجی از شادی!!! در بین خانواده های آنان به راه افتاد.خب به هر صورت به کرات از اخبار و رسانه ها شنیدند که سی و سه درصد افزایش نسبت به پارسال در عیدی آنها لحاظ شده است و این خود به خود خوشحال کننده است که دیگر دولت سابق سرکار نیست که بدزدد و هیچی به کارمندان بدبخت ندهد و الان دولت عدالت هرچه هست را به مساوات بین کارمندان تقسیم می کند.
البته نمی دانم چه شد که یکی دو روز بعد که من داشتم اخبار را گوش می دادم شنیدم که با توجه به اینکه عیدی پارسال صد و پنجاه هزار تومان بود و دولت تصمیمی برای افزایش آن نداشت البته به دستور شخص رئیس جمهور محترم و جهت رفاه و مراعات حال کارکنان دولت عیدی به یک میلیون هفتصد و پنجاه هزار ریال !!! افزایش یافت.
خب باز هم خدا رو شکر...کارمندا برن حال کنن
امید که همه ی دوستان خوش و سلامت باشند.سعی می کنم سریع تر آپ کنم.
جناب آقاي دکتر معين ، با توجه به اينکه مرحوم دکتر عسکريان منصوب حضرتعالي در دانشگاه ياسوج بودند شما چه ويژگيها و مشخصه هايي در دکتر عسکريان سراغ داشتيد که ترجيح داديد که در سمت رياست دانشگاه ياسوج استفاده شود؟
بسم الله الرحمن الرحيم.ابتدا طلب علو درجات مي کنيم براي مرحوم دکتر عسکريان اين دوست عزيزم و استاد برجسته و فرهيخته ي دانشگاه .ببينيد من در سال 76 که از ايشان خواهش کردم که تشريف بياورند دفتر و با ايشان در مورد مسئوليت دانشگاه صحبت کنم ، از قبل هيچ شناختي از ايشان نداشتم .منتها مرتب و هفته ها دنبال اين بودم و پرس و جو کردم که يک فرد برجسته از لحاظ تخصصي و از لحاظ مديريتي که بومي خود منطقه هم باشد پيدا کنم که براي اولين بار اين موسسه(موسسه ي آموزش عالي ياسوج) يک مدير تمام وقت از خودش داشته باشد و اين نباشد که از شيراز يا ساير جاها به صورت بخواهند بيايند و نتوانند دانشگاه را آنطور که بايد اداره کنند.با دوستان که صحبت کردم از جمله ي افرادي که به من معرفي کردند مرحوم دکتر عسکريان بودند.بعد وقتي تنظيم کردم که ايشان آمدند(آنموقع ايشان رئيس يک پژوهشکده در وزارت جهاد بود و تازه هم دکترايش را گرفته بود) و من با ايشان اهميت دانشگاه را مطرح کردم که متاسفانه استان کهگيلويه و بويراحمد علي رغم منابع سرشار انساني و طبيعي از محرومترين و بلکه محرومترين استان کشور مي باشد.براي اينکه يک تحول اساسي در اين استان بتواند بوجود بيايد مهمترين نقش را يک دانشگاه مي تواند داشته باشد و اين موسسه که در سطح يک موسسه ي کوچکي است که اگر شما مسئوليت آنرا بپذيريد من هم به صورت جدي کمک مي کنم که هر چه سريعتر بتواند به دانشگاه تبدييل شود.ايشان تامل کردند و الحمد الله احساس کردم که با آگاهي و با تاملي که کردند نخواست فکر راحتي و آسايش و عافيت انديشي و منفعت طلبي شخصي يا خانوادگي اش باشد و به من پاسخ مثبت داد.کار شروع شد.ايشان مي توانست تهران باشد و در همان پژوهشکده ي جهاد سازندگي و هم خودش و هم خانواده اش در شرايط رفاهي بهتر و چه بسا از نظر علمي هم مي توانست پيشرفتهاي بهتري داشته باشد.منتها ترجيح داد که بيايد و در خدمت مردم خودش باشد و در راستاي محروميت زدايي در بعد آموزشي و علمي فعاليت نمايد و خوشبختانه موفق هم بود.آن زمان من يادم هست که بار آخري که به استان شما مي امدم در دور اول وزارت که اتفاقا اخرين بازديدم از دانشگاهها بود ، آن موقع کل زير بناي دانشگاه فکر نمي کنم به هزار متر مي رسيد ، تعداد دانشجوها حدود دويست تا سيصد نفر بودند.مقايسه کنيد با الان حدود چهل هزار متر زيربنا و بيش از سه هزار و پانصد دانشجو و رشته هاي متعدد.عمده ي اين تحول عظيم در دوره ي اصلاحات و دولت اصلاحات و در دوره ي مسئوليت آقاي دکتر عسکريان در اين دانشگاه حاصل شده است.

جناب دکتر با توجه به اينکه مجتمع آموزش عالي ياسوج با زحمات بي وقفه و شبانه روزي جناب آقاي دکتر عسکريان و همانطوري که خودشان گفتند در طول مسئوليتشان فقط شانزده روز از مرخصي آنهم براي سفر حج استفاده کردند و البته تلاشها و کمکهاي حضرتعالي در دوران وزارت علوم آن موقع ، فعاليتهايي که انجام شده يک رشد تصاعدي نسبت به سالهاي گذشته داشته اين موفقيتها و تبديل اين مرکز آموزشي از مجتمع آموزش عالي به دانشگاه را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
البته قبل از مجتمع آموزش عالي فقط يک آموزشکده بود.در دوره ي اول وزارت بنده تبديل به مجتمع و بعد در دوره ي اصلاحات تبديل به دانشگاه شد.من نقش دکتر عسکريان را يک نقش تعيين کننده مي بينم . اين نيست که همه ي کارها از تهران و ستاد بتواند توسط وزير و همکارانش هدايت و عملي بشود.نقش ايشان تعيين کننده بود چون هم تخصص زيربط را داشت و هم اينکه بومي منطقه بود و بر زبان ، فرهنگ و آداب منطقه و نيازها و همه و همه واقف بود و هم مردم او را از خودشان مي دانستند. و مي دانيد اينها ويژگيهاي مهمي هستند در موفقيت يک مدير در يک منطقه ي محروم از توسعه.البته شخصيت انقلابي ايشان و انرژي اي که براي کار مي گذاشتند و دلسوزي و فداکاري جدي که داشت و شخصيتي که متواضعانه خودش را در خدمت دانشجو و دانشگاهي و منطقه قرار مي داد و براي توسعه ي دانشگاه هر کسي را که لازم مي ديد مي رفت و صحبت مي کرد و رو مي زد .اينها ويژگيهايي هستند که هر استادي ندارد.اينها باعث موفقيتها شده است.من اين موفقيتها را از هر نظر قابل توجه و برجسته مي بينم.چه از لحاظ کمي که اشاره کردم به افزايش بناها و دانشجوها و امکانات گسترده اي که از نظر زمين چند صد هکتار و همچنين ساختمانهايي که من اطلاع دارم از ارگانهاي ديگر براي دانشگاه گرفتند.خود منزلت دانشگاه در سطح منطقه .من در مراسم تشييع نبودم و توفيق حضور در مراسم ترحيم را پيدا کردم منتها گزارشهايي که دوستان مي دادند از با شکوه بودن مراسم و اينکه مردم و به خصوص دانشجو ها خودشان را عزادار مي دانستند.اين نشان مي دهد که دکتر عسکريان در قلب مردم جاي داشته و اين خيلي اهميت دارد که در يک منطقه اي آنهم منطقه اي که از محروميت رنج مي برد يک دانشگاه و يک رئيس دانشگاه در قلب مردم باشد.اين پيوند قلبي پيوند پر اهميتي است.رابطه اي که در بسياري از استانهاي بزرگ و مرفه نداريم.اينجا ايشان با عملکردي که از خودشان نشان داده اند و توانسته اعتماد مردم را جلب نمايد و اين از نظر من يک موفقيت بزرگ است.
با توجه به کمبود وقت از بقيه ي سوالات صرف نظر مي کنيم در پايان اگر حرفي مانده که بزنيد و يا اگر خاطره اي از دکتر عسکريان داريد لطف کنيد بيان بفرماييد.
خب من از يک طرف اشاره کردم به محبوبيت دکتر عسکريان و جايگاهي که در قلب مردم منطقه داشته و مردم و دانشجويان او را از خودشان مي دانستند.منتها از طرف ديگر مظلوميت ايشان هست که من متاسف هستم يک فردي با اين مشخصات و در يک چنين منطقه اي به جاي اينکه مورد حمايت مسئولان محلي قرار بگيرد به خاطر مسائل هيچ و پوچ سياسي و جناحي مورد اذيت باشد.من سالهاي آخر مسئوليتم يادم مي آيد بارها ايشان را به دادگاه احظار کردند و مواخذه نمودند.من به مرحوم دکتر گفتم که شما آگاهانه با مساله برخور کنيد و از اين لحاظ مي گفتم آگاهانه که اينها به قصد تحقير نهاد دانشگاه و دانشگاهي و رئيس دانشگاهي که شما باشيد اين کار را مي کنند و آگاهي شما به شما اعتماد به نفس مي دهد و به شما مقاومت مي دهد و استقامت مي دهد که به هيچ وجه در روحيه تان تاثير نگذارد.محکم بايست ، آنها هر قصدي داشته باشند ،چون معمولا آدمهاي حقير مي خواهند ديگران را تحقير کنند.نه آدمهاي با شخصيت.بنابراين وقتي شما با آگاهي برخورد کنيد و بدانيد که حساسيت مسئوليت و رسالتي که بر عهده ي شما و دانشگاه هست باعث شده که اين برخورد را با شما بکنند.شما مقاومت کنيد ، خدا هم از شما مقاومت خواهد کرد.خوشبختانه علي رغم همه ي برخوردهاي غيرمنطقي و و نا مهربانانه اي که با ايشان شد ، ايشان مقاوم بودند و تا آخر ماندند و مسئوليت خود را به اتمام رساندند و خوشبختانه با حسن فرجام واقعي از دنيا رفت.از اين نظر اگر چه خود را داغدار مي دانيم و غير از اينکه به خانواده ي عزيزش و دوستان و دانشجويانش و همچنين مردم منطقه و هم وطنانمان تسليت مي گوييم بايد تبريک بگويم که يک چنين شخصيتي در يک چنين منطقه اي پرورش يافته و برخواسته است.
از اينکه وقت خود را در اختيار فرياد قرار داديد کمال سپاس و قدرداني را داريم
من هم از تلاش شما براي بازگو کردن حقايق و دفاع از حق دانشجويان سپاسگذارم.
جناب آقاي دکتر خانيکي با توجه به اينکه هنگامي که شما مسئوليت معاونت وزارت علوم را بر عهده داشتيد ، دکتر عسکريان رئيس دانشگاه بودند و قطعا ارتباطات و برخوردهايي با همديگر داشتيد با عنايت به کمبود وقت به صورت خلاصه در مورد دکتر عسکريان ، شخصيت و تلاشهاي ايشان صحبت نماييد.
بسم الله الرحمن الرحيم – بارزترين و بهترين خصوصيتي که دوستان و همکاران و نزديکان دکتر عسکريان در ايشان سراغ داشتند عشق به کار و تعهدش براي پيشرفت انديشه و برنامه اي بود که فکر مي کرد براي توسعه ي منطقه و دانشگاه و کشورش مثر است.من هم آنچه را در دانشگاه ياسوج شاهد بوده ام اين بود که ايشان عاشقانه و شبانه روز براي پيگيري کارهاي دانشگاه تلاش مي کردند.سطح و مرتبه نمي شناخت و براي سامان دادن به کارها از هر کس که لازم بود براي پيشبرد آن کار کمک مي خواست.
من خوشبختانه توفيق داشتم در سال هفتاد و هشت به دعوت دوستان انجمن اسلامي و خود ايشان به ياسوج بيايم و در مدتي که بودم حقيقتا ديدم که به هر حال اگر چه خيلي ادعا نمي کرد اما ايده دارد و برنامه دارد براي دانشگاه.به تمام معنا اهل مدارا و سعه ي صدر بود و حتي از نقد مخلفانش برآشفته نمي شد.تفکر اصلاح طلبانه اي داشت و به لوازم اين کار پايبند بود و به هر حال مي توانم بگويم که توانست دانشگاه موثري را در منطقه بنيان بگذارد.
۷-ماشاالله فیلتر و بستن سایتها هم که روز به روز بیشتر میشه.متاسفانه بی بی سی که از پایه گذاران و ستونهای اصلی انقلاب بود
هم فیلتر شد.واقعا معنای این کار رو نمی فهمم...آخه بی بی سی دیگه چرا؟یه فیلتر شکن هست که برا من کار می کنه...ببینید برا شما هم کار می کنه؟در ضمن این یه آدرس از روزنامه ی روز هم هست که فیلتر نشده.فردا اگر شنیدیید که ایلنا هم فیلتر شده تعجب نکنید.
۸-همش از بدي و اوضاع خراب گفتيم بذار يه ذره هم از خوبيا بگيم.خدا رو شکر بارندگي خوبي شده.براي کشاورزها که جز بي پناه ترين افراد زحمت کش هستند بسيار خوب بود.خدا جون خيلي ممنون.از اينکه طولاني شد ببخشيد.
پايدار باشيد
E.mail:smtn_1364@yahoo.com
اگر هم کسي مي تواند کمک کند که پسورد ايميل سابقم را بدست بياورم يا اينکه احيانا کسي آنرا برداشته است يک لطفي در حق ما بکند.حسابي حالم گرفته شد.کلي ايميل و آدرس بسياري از دوستانم پريد.
پايدار باشيد و خدا کنه هرگز اين بلا سرتون نياد