تبليغاتX
فرياد
...آي با شما هستم....اين درها را باز كنيد
سه سالگي فرياد
درود

بیست و یک تیر هزار و سیصد و هشتاد و چهار که سه شنبه روزی بود اولین پست این وبلاگ را نوشتم.یعنی اکنون بیش از سه سال از نوشتن در این وبلاگ می گذرد.

به علت مسافرت و گرفتاری و فراموشی یادم رفت برای خودم تبریکی به این مناسبت بنویسم!

به همین مناسبت فرخنده که فقط سالی یک بار اتفاق می افتد و البته بعد سفرهای استانی آقای احمدی نژاد در مرتبه ی دوم اهمیت قرار دارد چند دوبیتی از باباطاهر به همراه عکسی را که از مقبره ی این شاعر در همدان گرفتم تقدیم شما می کنم:

 ۱ تو که نازنده بالا دلربایی              تو که بی سرمه چشمون سرمه سایی

2 تو که مشکین دو گیسو در قفایی      به مو گویی که سرگردان چرایی

3 بمیرم تا تو چشم تر نبینی              شرار آه پر آذر نبینی

4 چنان از آتش عشقت بسوزم           که از مو رنگ خاکستر نبینی

5 دلم دردی که دارد با که گوید          گنه خود کرده تاوان از که جوید

6 دریغا نیست همدردی موافق           که بر بخت بدم خوش خوش بموید

7 گل وصلت فراموشم نگردد            وگر خوار از سر گورم بروید

 8 سیه بختم که بختم واژگون بی        سیه روزم که روزم تیره گون بی

9 شدم محنت کش کوی محبت           ز دست دل که یا رب غرق خون بی

10 ز عشقت سوختم ای جان کجایی؟              بماندم بی سر و سامان کجایی؟

11 نه جان و نه غیر از جان چه چیزی           نه در جان نه برون از جان کجایی؟

آرامگاه بابا طاهر

شعر فوق را مي توانيد در آهنگ ساز و آواز در آلبوم شب سكوت كوير با صداي جاودانه ي استاد محمد رضا شجريان از اينجا بشنويد.

اين آلبوم خاطره انگيزترين آلبوم از آثار استاد شجريان براي من است.دوستان انجمن اسلامي دانشگاه ياسوج فراموش نخواهند كرد چه روزهايي را كه با اين صدا در انجمن به شب رسانديم...

پايدار باشيد

2 اين مطلب توسط نوشته شد  جمعه چهارم مرداد 1387در ساعت  3:45  سيد مجتبي تقوي نژاد  | 

ای کاش جای دشمن خسته ای بودم که در رفاه زندگی می کند!
درود

امروز آقاي احمدي نژاد رئيس جمهوري به شهر ياسوج سفر كرده بودند.من از تلويزيون پخش مستقيم سخنان ايشان را و از دوستاني كه به مراسم سخنراني ايشان رفته بودند حواشي سخنراني اش را پيگيري كردم.

سخنان احمدي نژاد نكته ي جديد و جالبي نداشت و همان حرفهاي تكراري با همان لحن هميشگي و همان ادبيات سابق.تنها دو نكته ي جالب داشت:

1-با گفتن كي خسته است و كي گرمشه و اينجور حرفها ما را به ياد دوران ابتدايي و ناظم نه چندان دوست داشتني مدرسه مان انداخت كه ما را علي رغم خستگي از تحمل گرما و ايستادن سر صف مجبور مي كرد بگوييم دشمن خسته است.در حالي كه به ياد دارم هميشه وقتي شبها سريالهاي تلويزيوني را مي ديدم دوست داشتم جاي دشمن خسته اي كه در رفاه زندگي مي كند باشم!

2-آقاي احمدي نژاد با انتقاد و تمسخر كساني كه ايران را ابرقدرت منطقه مي دانند، ايران را ابرقدرت جهاني دانست.

ابرقدرتي كه قرار است به زودي اقتصاد اول جهان نيز شود.من كه گيج شده ام.مثل داستان آن كسي كه به هزار ضربه شلاق متهم شده بود و به قاضي مي گفت يا شلاق نخوردي يا نمي داني هزار تا چند تاست.اكنون جاي آن دارد كه پرسيده شود واقعا آيا احمدي نژاد اقتصاد را نمي فهمد يا نمي داند دنيا چيست و چه كشورهايي روي آن هستند و يا هم معناي ابرقدرت را نمي داند.كشوري كه بيش از بيست درصد از جمعيتش زير خط فقر قرار دارند را مي توان ابر قدرت ناميد؟

بقيه ي سخنان ايشان هم خيلي مهم و قابل توجه نبود جز اينكه با تصور اينكه مردم اينجا ترك هستند چند كلمه اي تركي صحبت كردند.جالب اينجاست كه ياسوج هيچ بومي كه ترك باشد ندارد.

از حواشي جالب ديگر اين مراسم حضور آقاي حسيني استاندار كهگيلويه و بويراحمد(كه طبق اعلام رسمي دولت ضعيف ترين استاندار مي باشد) براي سخن گفتن پيش از سخنان احمدي نژاد بود كه مردم با گفتن دروغگو دروغگو لحظاتي سخنراني ايشان را مختل كردند.

حضور بسيار اندك مردم كه در مقايسه با سفر سال 85 آقاي احمدي نژاد تقريبا به يك سوم تقليل يافته بود نيز از ميزان محبوبيت ايشان ! اطلاع مي دهد.

مردم به اين سوال احمدي نژاد كه آيا در اين استان پارتي بازي مي شود با قاطعيت جواب مثبت دادند.

بررسي اجمالي مصوباتي كه در سال 85 به عنوان مصوبه ي هيئت دولت عنوان شده بودند كه البته بزرگترين آنها مي توانست در شوراي اداري استان تصويب شود نشان از عملكرد بسيار ضعيف دولت در اجراي اين مصوبات دارد.

*جاده ي ياسوج سپيدان كه در مصوبه ي هيئت دولت قرار بر اتمام آن تا پايان سال 86 بود هنوز به بهره برداري نرسيده است.

*دانشكده ي منابع طبيعي ياسوج حتي اقدامات اوليه ي ساخت آن به انجام نرسيده است.

*طرح مطالعه ي امكان سنجي راه آهن اقليد، ياسوج ، بوشهر حتي يك درصد پيشرفت نداشته است.

*اجراي طرح هادي 161 روستا براي گازرساني كه قرار بر پايان تا سال 86 بود فقط براي 45 روستا اجرا شد.

*خريد يك دستگاه هواپيما براي منابع طبيعي جهت حفاظت از جنگلهاي استان انجام نگرفت.

*تجهيز پيست اسكي ياسوج به مرحله ي اجرا و بهره برداري نرسيد.

*جاده ي ياسوج – باباميدان تنها 60 درصد پيشرفت فيزيكي داشته است ، اين در حالي است كه هيئت دولت مصوب كرده بود تا پايان سال 86 به پايان برسد.

*شهرك صنعتي خان احمد كه قرار بر بهره برداري تا پايان تابستان 85 بود، بيش15  درصد پيشرفت فيزيكي نداشته است.

*تصويب اجراي پوشش تلويزيوني كامل در استان تا پايان سال 86 يكي ديگر از مصوبات هيئت دولت در سال 85 بود كه به اجرا نرسيد.

*تكميل باند فرودگاه گچساران از ديگر مصوبات هيئت دولت نيز به اجرا نرسيده است.

*اجراي طرحهاي زود بازده در مصوبه ي هيئت دولت به گونه اي بر كاغذ مرقوم شده بود كه نرخ بيكاري در استان به زير 12 درصد كاهش يابد كه به بيش از 15 درصد افزايش پيدا كرد.

*طرح تاسيس 350 واحد آپارتماني اجاره اي نيز مانند ساير طرحها سرانجام خوبي نداشت و به پايان نرسيد.

*طرح تاسيس 200 واحد مسكوني محرومين نيز به پايان نرسيد.

*عدم اجراي بسياري از طرحهاي احداث سالنهاي ورزشي.

طرحهاي ريز و كوچكتري نيز بودند كه قرار شد با تصويبي كه هيئت دولت داشت و بخشنامه شده بود اجرا شود كه آنها هم سرانجام بهتري از مصوبات بالا نداشتند.

به شخصه اعتقاد دارم تمام طرحهاي فوق مي توانست توسط بخشداران و فرماندارن به تصويب برسد.البته اگر براي اجرا نكردن بود بنده هم حاضر بودم ابلاغ تصويب تمام اين طرحها را بر عهده بگيرم.حال قضاوت با شماست كه آيا آمدن هيئت دولت و هزينه هاي چند ده ميليوني كه به بيت المال تحميل مي شود نياز به حضور آقاي احمدي نژاد(و به قول سيماي استان قدوم پر خير و بركت ايشان!!) داشت؟

 

2 اين مطلب توسط نوشته شد  پنجشنبه سوم مرداد 1387در ساعت  1:20  سيد مجتبي تقوي نژاد  | 

سالروز شهادت دکتر علی شریعتی بر دوستداران ایشان تسلیت باد.

معلم شهید دکتر علی شریعتی: «اگر براي جامعه‌ات مفيد نباشي، خواه به نماز ايستاده باشي، خواه به شراب نشسته باشي، تفاوتي نيست

چمران شريعتي

در همين روزها شهادت دكتر مصطفي چمران مي باشد كه ضمن تسليت شهادت ايشان جملاتي را كه هنگام خاكسپاري دكتر علي شريعتي در زينبيه بر زبان آورد با هم مي خوانيم:

 اي علي ! شايد تعجب كني، اگر بگويم كه همين هفته گذشته كه به محور جنگ « بنت جبل» رفته بودم و چند روزي را در سنگرهاي مقدم «تل مسعود» در ميان جنگندگان «امل » گذراندم، فقط يك كتاب با خودم بردم و آن «كوير » تو بود . كويري كه يك عالم معني غنا داشت و مرا به آسمان ها مي برد و به ازليت و ابديت متصل مي كرد... ... اي علي! ياد تو، نام تو، گفته هاي تو، افكار تو همه براي من نوعي نماز است كه مرا به خدا نزديك و نزديك تر مي كند. تو اي علي! در همه نمازهاي مخلصانه ما حضور داري و ما را در همه پرواز ها به آسمان ها همراهي مي كني، بر همه مجاهدين كه در راه حق به افتخار شهادت نائل مي شوند، تو شاهد و شهيدي ... »

 

2 اين مطلب توسط نوشته شد  پنجشنبه سی ام خرداد 1387در ساعت  0:20  سيد مجتبي تقوي نژاد  | 

ما را چه تفاوت است با مدیران دانشگاه دولت احمدی نژاد؟
درود

شناخت روحيه و تفكر و اقدامات و رفتارهاي امثال دكتر مددي به احتمال زياد براي فعالين دانشجويي كه در دولت احمدي نژاد تحصيل مي كردند كار چندان سختي نخواهد بود، چرا كه در تقريبا تمام دانشگاههاي كشور تفكري مشابه تفكر آقاي دكتر مددي حاكم مي باشد.تفكري كه قائل به حذف انديشه ي مخالف و جلوگيري از بيان عقايد توسط مخالفين فكري مي باشد كه آخرين اقدامات از اين دست به دستور لغو مجوز انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه زنجان توسط جناب آقاي مددي مي باشد كه البته آخرين نخواهد بود.

بنابراين و با فرض شناخت نوع نگاه آقاي دكتر مددي به فعاليت دانشجويي، مساله اي را كه از لحظه ي ديدن فيلم منتشر شده ذهنم را به خود مشغول كرده است بيان مي كنم.

حالتي را كه پس از ديدن اين فيلم بر من رفت حالات مختلفي از ترس، شرمندگي، خوشحالي، فرونشستن حس انتقام، گيجي و تعليق بود.اين حالات كه توامان با هم بروز كردند نشات گرفته از حس نفرت از معاونين دانشجويي بود كه همواره وجود آنها مانعي براي فعاليت سالم(اعم از سياسي، فرهنگي يا اجتماعي) دانشجويان در دانشگاه بود. اما لحظاتي پس از خروج از حالت تعليق تا كنون اين انديشه مرا رها نكرده است كه آيا اقدام دانشجويان در انتشار اين فيلم اقدامي اخلاقي بوده است؟ مجدد تاكيد مي كنم كه چوب امثال آقاي مددي در چهار سال و اندي كه در دانشگاه فعاليت مي كرديم به تن ما خورده است و اصلا اين سخنان را در مقام دفاع از امثال مددي بيان نمي كنم.

اما آيا دانشجويان محترم عضو انجمن اسلامي -كه همواره به عضويت و حضور در آن افتخار مي كنم -نمي توانستند بدون انتشار اين فيلم به خواسته ي مشروع و به حق خود يعني بازگشايي انجمن برسند؟اصلا آيا انتشار اين فيلم –ضمن تاييد حركت ضد اخلاقي و حتي انساني دكتر مددي- كاري اخلاقي بوده است؟

آيا استفاده ي غير اخلاقي دكتر مددي و امثال ايشان از قدرت و نفوذي كه دارند دليلي براي مقابله به مثل و استفاده از ابزارهاي غيراخلاقي مي باشد؟اگر اينگونه است ما را چه تفاوت است با مديران دانشگاه در دولت احمدي نژاد؟


 

2 اين مطلب توسط نوشته شد  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387در ساعت  2:40  سيد مجتبي تقوي نژاد  | 

 

درود

اين تصوير را كه هفته ي قبل از كنار درياچه ي زيباي كوه گل در نزديكي شهر سي سخت گرفتم را به مناسبت هفته ي محيط زيست و روز گل و گياه تقديم به شما مي كنم(گرچه گل و گياهي توش معلوم نيست)

             كوه گل اطراف شهر توريستي سي سخت

2 اين مطلب توسط نوشته شد  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387در ساعت  2:26  سيد مجتبي تقوي نژاد  | 

اعلام اعتراض با ننوشتن از سالهایی که اصلا سالهای خوبی برای بزرگ شدن نبودند!

 

بیست و سوم خرداد که مصادف بود با بیست و سوم رمضان ۱۴۰۵ و  ۱۹۸۵june۱۳  روز تولد من بود. گرچه مهم نیست ولی عده ای را یادآور روزهای سخت سالهای جنگ است و عده ای را نیز یادآور سالهای تلخی که اصلا سالهای خوبی برای زندگی کردن نبوده اند. عده ای را به یاد آرمانهای از یادرفته شان می اندازد و عده ای دیگر را یاد آرمانهای بر باد رفته. گروهي اين و سالهاي نزديك به آن را از خاطره و حافظه شان پاك كردند و گروهي ديگر نه تنها خاطره اي جز از آن روزها ندارند بلكه خود نيز در همان سالها متوقف شدند. اين سالها كساني را به ياد پدر و برادر و خواهر و مادر شهيدشان مي اندازد و ديگر كسان را به سعي در فراموشي آن تلخ روزها و داشتن زندگي آرام در كنار كشور دوست و همسايه و مردماني كه برادر خطابشان مي كنند.شايد دليلش فراموشي همه ي كساني بوده كه يادشان رفته است چنين روزي در بيست و سه سال پيش مصادف بود با روز قدسي شبيه همه ي روزهاي قدس.با تفاوتي كه آن روز راه قدس از كربلا مي گذشت...

امروز را عده اي آرزوي بازگشت به آن سالهاست و عده اي را حسرت از دست دادن فرصتهاي زندگي در آن سالها.سالهاي بد باد و شك و اشك

اما كسان ديگري هم اين سالها برايشان خاطره شده است.خاطره اي  ناديده كه شنيده هاي بسياري را برايشان به ارمغان آورده است.نمي خواهم آن سالها را مرور كنيم كه اصلا سالهاي خوبي براي بزرگ شدن نبودند.  

.

.

.

متاسفانه امروز بيست و سه سال از بيست و سه خرداد 64 مي گذرد.

از باده ي دوشين قدحي بيش نماند

 از عمر ندانيم كه چه باقي مانده است

.

.

.

و شايد فقط شاملو بتواند حال ما متولدين دهه ي جنگ و خشونت و ايثار و آگاهي و احساس و ايدئولوژي و فقر و وحشت و كوپن  را آنهم در چند خط اول شعرش بگويد:

جخ امروز
از مادر نزاده ام
نه
عمر جهان بر من گذشته است.

نزديک ترين خاطره ام خاطره ی قرن هاست.
بارها به خونمان کشيدند
به ياد آر
و تنها دست آورد کشتار
نان پاره ی بی قاتق سفره ی بی برکت ما بود.

اعراب فريب ام دادند
برج موريانه را به دستان پرپينه ی خويش بر ايشان در گشودم
مرا و همه گان را بر نطع سياه نشاندند و
گردن زدند.

نماز گزاردم و قتل عام شدم
که رافضی ام دانستند
نماز گزاردم و قتل عام شدم
که قرمطی ام دانستند.
آن گاه قرار نهادند که ما و برادرانمان يکديگر را بکشيم و
اين
کوتاهترين طريق وصول به بهشت بود!

به ياد آر
که تنها دست آورد کشتار
جل پاره ی بی قدر عورت ما بود.

خوش بينی ی برادرت ترکان را آواز داد
تو را و مرا گردن زدند
سفاهت من چنگيزيان را آواز داد
تو را و همه گان را گردن زدند
يوغ ورزاو بر گردنمان نهادند
گاوآهن بر ما بستند
بر گرده مان نشستند
و گورستانی چندان بی مرز شيار کردند
که باز مانده گان را
هنوز از چشم
خونابه روان است.

کوچ غريب را به ياد آر
از غربتی به غربت ديگر
تا جست و جوی ايمان
تنها فضيلت ما باشد.

به ياد آر
تاريخ ما بی قراری بود
نه باوری
نه وطنی.
نه
جخ امروز
از مادر
نزاده ام

2 اين مطلب توسط نوشته شد  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387در ساعت  2:50  سيد مجتبي تقوي نژاد  | 

درود

روز پنج شنبه در دانشگاه آزاد شهرضا امتحان کارشناسی ارشد علوم سیاسی داشتم.بر خلاف انتظار بیش از پانصد نفر در این ازمون شرکت نمودند که طبق اعلام دانشگاه آزاد 18 نفر از آنها پذیرفته خواهند شد.

مثل آزمون کارشناسی ارشد دانشگاههای سراسری دانشگاه آزاد نیز به موضوع احزاب پرداخته بود.قبلا در پستی یکی از سوالات جالب کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاههای سراسری را اینجا آورده بودم.در کنکور اخیر نیز یک سوال جالب مطرح شده بود که تلویحا موجودیت نهضت آزادی را می پذیرد.البته که اقدام پسندیده ای است که احزاب بتوانند به صورت رسمی و قانونی فعالیت کنند که متاسفانه از دیدگاه خیلی ها نهضت آزادی ایران موجودیت رسمی ندارد و حتی اجازه ی برگزاری کنگره ی سالانه به صورت رسمی را نیز ندارند.

اما یکی از سوال درس تاریخ تحولات سیاسی ایران:

سازمان یافته ترین و قدیمی ترین احزاب و جناحهای سیاسی جمهوری اسلامی کدام است؟

1-     مجمع روحانیون مبارز-حزب جمهوری اسلامی

2-     هیئت موتلفه اسلامی-نهضت آزادی ایران

3-     جامعه روحانیت- نهضت آزادی

4-     کارگزاران-جبهه مشارکت

 

به بهانه و مناسبت همین امتحان به اصفهان هم سری زدم و یکی دو روز ضمن تجدید دیدار دوستان گشت و گذاری هم داشتم.چند عکس را به همین مناسبت که در اصفهان و شهرضا گرفتم در ادامه می آورم.

نمایی از یک کاروانسرا که بازسازی و تبدیل به هتل شد: 
کاروانسرا در شهرضا

انتهای یک بازارچه سرپوشیده که هنوز هم پابرجاست و مورد استفاده قرار می گیرد

بازارچه قدیمی در شهرضا

امامزاده شاهرضا(ع)

امامزاده شاهرضا

مسجد امام

مسجد امام

مسجد امام

مسجد امام

2 اين مطلب توسط نوشته شد  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387در ساعت  2:35  سيد مجتبي تقوي نژاد  | 

نامه ي مهندس بازرگان به خاتمي
 درود

در پی انتشار مطالبی در خصوص جدال قلمی مهندس بازرگان و سید محمد خاتمی در برخی وبلاگها و اظهار نظرهای پیرامون آن ترجیح دادم متن کامل نامه ی مهنس بازرگان به آقای خاتمی را که قبلا در شماره ی ۱۷ نشریه ی فریاد نیز به چاپ رسید را با مقدمه ای اینجا بیاورم.

در آن روزهای بعد از رفتن بنی‌صدر و يک‌طرفه و يک‌دست شدن کامل حاکميت، وضعيت آزادی‌خواهان و مبارزانی که داخل ايران بودند آن‌قدر به وخامت گذاشت که ديگر کسی را يارای سخن گفتن نبود. جو فشار و اختناقی که به وجود آمده بود حتی امکان نشر و پخش کوچکترين آثار دگرانديشی و آزادی‌طلبی را نمی‌داد. در اين ميان شايد تنها کسی که همچنان روی اصول‌اش پای می‌فشرد و با استفاده از فرصت نمايندگی مجلس هر‌گاه مجالی می‌يافت به مقابله با استبداد دينی و غيردينی می‌پرداخت، مهندس مهدی بازرگان بود. ديگر برای او نه روزنامه توقيف شده‌اش( ميزان) مانده بود و نه حتی فضای باز و آزادی که حتی سخنان او را رسانه‌ای و نشريه‌ای منتشر کند، اما او هرگز از پا ننشست. با اينکه می‌دانست هيچ روزنامه‌ای نطق‌ها و پاسخ‌هايش را به تهمت‌ها و بهتان‌ها عليه دولت موقت و شخص خودش چاپ نمی‌کند، اما هربار که می‌ديد مطلبی خلاف واقع و در فحاشی به دولتش منتشر شده نامه‌ای در جوابيه می‌فرستاد و با اين مطلع هميشگی که” زايد می‌دانم که در مضر آقايان استناد و استمدادی به قانون مطبوعات و از اخلاق و عدالت اسلامی بنمايم.”

اما اين طلسم چاپ نشدن نطق‌های او سرانجام شکست و روزنامه کيهان به سرپرستی سيد محمد خاتمی (رئيس جمهور سال 76 و 80 ايران) برای اولين و آخرين بار، نطق او را منتشر کرد. گرچه در کنارش مقاله مفصل و تند سيد محمد خاتمی را در نقد سخنان بازرگان آورده بود. بازرگان بلافاصله نامه تشکر آميزی به خاتمی نوشت که در ادامه می خوانیم:

“جناب آقای خاتمی عزيز، سلام عليکم

جو حرمت فوق‌الطاقتی! که الحمدالله در مجلس برايم فراهم آمده است، مانع از آن شد که استفاده از شرف جوار نموده و حضورا سلام و تشکری بنمايم. ناچار دست به دامن دوست ديرينه ي  مشترک آقای صباغيان شدم.

از بابت درج مقاله در کيهان( 26 مهر 1360) متشکرم. يقينا برايتان خالی از دردسر و پشيمانی نبوده است ولی لا‌اقل برای روشن شدن حقيقت و اجرای عدالت، کار مفيد و در چارچوب وظايف روزنامه‌نگاری بوده و اعتبار و آبروی کيهان را در نظر غير قشر خاص، بالا برد.

از جواب‌های کذايی هم که در ذيل متن نطق داده بوديد گله ي چندانی ندارم. خوشبختانه خوانندگان بعد از قرائت مقاله من بايد آنقدر خسته شده باشند که از خواندن جوابيه شما صرف‌نظر نموده باشند.شايد با آن بچه‌های کيهان، غير از اين هم نمی‌توانستيد، بگوييد و چون قبلا به اندازه کافی اظهار نظر کرده بوديد الزامی به گفتن حرف‌هايتان خصوصا با روغن داغ‌هايی که بوی سوختگی و دشمنی می‌داد نداشتيد. به هر حال جواب را فراموش کردم و آنچه در نظرم مانده و انشالله خواهد ماند، برخورد‌های دوستانه، منصفانه و قيافه سمپاتيک و قامت رعنای شماست که بوی انسانيت و برادری اسلامی را از آن حس کردم.

حالا هم چون نمی‌توانم راحت بنشينم و همه راه‌ها را (حتی برای گفتن قرآن) بر روی ما بسته‌اند و ديواری کوتاه‌تر از کيهان پيدا نکردم، يک مقاله ديگر برای تکميل عرض ارادت خدمتتان می‌فرستم. فکر کنم اگر چاپ شود هم تيراژ کيهان بالاتر خواهد رفت و هم ثواب زحماتتان نزد خدا.

به حاجی احمد آقای گرامی لطفا سلام ارادتمند قديم را، که تکرار می‌کردند هم خط او هستم برسانيد.

خيلی ممنون

مهدی بازرگان

لازم به توضیح است که منبع کسب این نامه را فراموش کردم.

2 اين مطلب توسط نوشته شد  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387در ساعت  3:28  سيد مجتبي تقوي نژاد  | 

در حاشیه ی مصاحبه ی سفیر جمهوری فدرال اسلامی کومور با رجانیوز
درود
اخیرا مصاحبه ای از آقای شیخ "احمد نجیب المرزوقی" که گفته می شود اولین سفیر کشوری به نام کومور در ایران است را با رجا نیوز خواندم.ضمن توصیه ی همه ی دوستان به خواندن این مصاحبه نکات جالب توجهی در این مصاحبه وحود دارد که با هم می خوانیم:
1-در توضیح و معرفی سایت رجا نیوز از کشور یا مجمع الجزایر کومور آمده است که : جمهوری فدرال اسلامی کومور مجمع الجزایری است در جنوب شرقی افریقا در آبهای اقیانوس هند که در شرق سواحل موزامبیک و شمال غربی ماداگاسکار قرار دارد. مساحت آن به ۲۲۳۶ کیلو مربع بالغ می‏گردد.
*نکته ی جالب اینکه جستجوی من (البته به زبان فارسی) برای یافتن توضیحات جامع تری درباره ی این کشور گونه چیز زیادی را برایم مشخص نکرد و در تنها کره ی جغرافیایی که در منزل داشتم و عکس آن را در زیر می بینید نامی از این کشور وجود ندارد.

کومور؟

2-گرچه در ادامه می توانید علت توجه ویژه ی رجانیوز(ارگان غیر رسمی شخصی احمدی نژاد و  فاطمه خانم رجبی ) را به این کشور متوجه شوید اما از همان توضیحات خود رجانیوز که رئیس جمهور این کشور را معرفی می کند می توان به شباهت بسیار زیاد آقای سامبی با احمدی نژاد که حتی نوع انتخابشان نیز مشابه بود را متوجه شد:
"احمد عبدالله سامبی" رئیس جمهور فعلی این کشور به طور غیرمنتظره ای موفق شد 58 درصد آرا را در انتخابات اردیبهشت 85 جذب کند.
3-توضیحات سفیر کومور در ایران در خصوص رئیس جمهورشان را در صورتی که نامی از طرف مصاحبه برده نشود بی تردید مخاطب را به توضیحات و نوشته های فاطمه رجبی یا الهام یا رحیم مشاعی یا روزنامه ی کیهان و یا دیگر نزدیکان احمدی نژاد رهنمون می سازد.عنایت بفرمایید:
اما مردم ..... تصمیم گرفتند این بار یکی از بهترین مردان ..... را به عنوان رئیس جمهور خود انتخاب کنند. این فرد که به واقع محبوبترین رئیس جمهور ..... در طی بیش از 30 سال گذشته است، ..... او از دوستداران واقعی اهل بیت(ع) است. وی توانست طی این ......سال  از دوران ریاست جمهوری خود کارهایی انجام دهد که تمام رؤسای جمهور ...... طی 30 سال گذشته نتوانستند انجام دهند. به عنوان مثال اولین کاری که کرد گسترش عدالت در کشورمان بود. همچنین مبارزه شدید با بیکاری و فقر.
همانطور که پیشتر هم گفتم وي بیشتر در زمینه مبارزه با فقر، بیکاری و گسترش عدالت تلاش می کند. پیشرفت شهروندان ..... برای ایشان مهمتراز ماندن در قدرت است. برای همین وي بهترین رئیس جمهور طی 30 سال گذشته شده است.

!
4-البته گذشته از این همه شباهت رئیس جمهور کومور و اطرافیانش با رئیس جمهور خودمان و نیز اطرافیانش تفاوتهایی بین ایران و کومور وجود دارد که می تواند جالب باشد:
حدود دو ماه پیش به تهران آمدم و طی این دو ماه، در هتل به سر می بردم زیرا وقتی به ایران آمدم با گرانی بسیار شدیدی برای تهیه ساختمانی برای سفارت مواجه شدم. برای همین مجبور شدم تمام این مدت را در هتل بگذرانم تا بتوانم ساختمانی را بر مقر سفارت کومور تهیه کنم.در کومور شما می توانید به قیمت بسیار ناچیزی مثلاً هزار دلار بهترین و بزرگترین ساختمان را اجاره کرده  و یا حتی خریداری کنید. به همین دلیل من پیش بینی نمی کردم با این مشکل مواجه شوم.

*البته اگر فردا نگویند که این توطئه ی اصلاح طلبان وطن فروش بوده است که این سخنان نادرست را به سفیر کشور دوست و برادر و انقلابی مان کومور القا کرده اند و ما هیچگونه گرانی مسکن در ایران نداشتیم.
5-نکته ی اساسی تر این مصاحبه پاسخی بود که سفیر کومور در جواب این سوال رجا نیوز که رابطه شان با آمریکا چگونه است ارائه کرد:
البته ما و همه شهروندان کومور دوست نداریم رابطه ای با آمریکا داشته باشیم، البته به دلیل فقر شدیدی که مردم کومور در آن به سر می برند، رئیس جمهورمان سیاستی را اتخاذ کرده و آن عدم دشمن تراشی و دوست بودن با همه است.

از این پاسخ سفیر البته بیشتر از این بخندم ، متاسف شدم.متاسف بابت اینکه رئیس جمهور کشوری که حتی روی نقشه ها نیز وجود ندارد متوجه این امر می شود که دشمن تراشی تنها می تواند مانعی برای جلوگیری از توسعه باشد.آنها نیز ایدئولوژی دارند ، آنها نیز عقایدی برای خودشان دارند ، آنها نیز دل در گرو آرمانهایشان دارند و خیلی از این آرمانها و عقایدشان با آرمانها و عقاید مسئولین و برخی مردم کشورمان یکی است ، اما رهایی مردم از فقر از همه ی آرمانهای عقیدتی و ایدئولوژیک برای آنها مهمتر است و همین نکته ی راهگشاست که می تواند آینده ی خوبی را پیش روی کشورگونه ای همچون کومور بنمایاند.چیزی که ای کاش مسئولین ما نیز از آن درس می گرفتند.

2 اين مطلب توسط نوشته شد  شنبه سی و یکم فروردین 1387در ساعت  10:20  سيد مجتبي تقوي نژاد  | 

دولت ضعیف ؛ تهدیدی برای امنیت ملی
درود
این روزها گویا عرق ملی ! همه ی ایرانیانی که در ایران زندگی می کنند یا بر عکس ! گل کرده و هر کس به طریقی از sms  و پی ام و تماس گرفته تا تیلیغ در سایت و وبلاگهای شخصی از هموطنانش خواسته تا با امضای نامه ای به گوگل که گویا باید به یک میلیون امضا برسد از ناموس و حیثیت ملی شان دفاع کنند و هر کس هم این پیامها را دریافت کرده سعی و تلاش خود را برای جلوگیری از هتک حرمت ملی اش به کار برده و بسیاری با امضای چندین و چند باره ی این نامه با اسامی مختلف علاقه مندی شدید خود به ملیت و هویت ایرانی خود نشان داده اند.
ضمن اینکه این حرکتهای مدنی و خودجوش که طبق معمول پشتوانه ای در نهادهای رسمی نمی یابد قابل ستایش و تقدیر است اما به هر حال نمی توان از کنار بی تفاوتی مسئولین به این قبیل مسائل به آسانی گذشت.
به هر حال تا هنگامی که دولت کنونی حاضر است برای اثبات خود دست به هر اقدام و انتحاری بزند و منافع کوتاه مدت سیاسی خود را بر منافع ملی ترجیح دهد باید هر روز منتظر "فتنه" ای از هر سو بود.
در این میان لاشخوری کشورهای عربی تازه به رفاه و ثروت و البته اسم و رسم در پناه این ثروت رسیده ، هنگامی به اوج می رسد که محمود احمدی نژاد که گویا رئیس جمهور! ایران است به خود این اجازه را می دهد که برای اینکه بار دیگر غریزه ی خودشیفتگی مفرط خویش را ارضا کند و خود را به صفحه ی اول روزنامه های بین المللی برساند زیر آرم و لوگوی خلیج عر عر عر  بی می ایستد و در کمال پررویی با حاکمان بی شرم اما موقعیت شناس عرب عکسی به یادگار می اندازد و البته با این حرکت خط بطلانی بر همه ی حرکتهای مدنی ایرانیان می زند.

خلیج فارس

خلیج فارس


هیچگاه مناسبات کشور ها بر اساس حق و حقیقت نبوده و نخواهد بود ؛ بنابراین حرکتهای موقعیت طلبانه ی کشورهای حاشیه ی خلیج فارس که همراهی ناسیونالیسم عرب را پشتوانه ی خود می داند قطعا از سوی اعراب حرکاتی پسندیده می باشد.خواه این عرب ، عرب حاشیه ی خلیج باشد یا عرب عربستان یا عرب سوریه که وجودش به وجود جمهوری اسلامی بسته است و خواه حتی عرب فلسطین و لبنان.ضمن اینکه در روابط بین الملل نیز حرکت مذمومی نیست.
متاسفانه آنچه برای احمدی نژاد مهم است دستیابی به اهداف موهومی است که ضرورت رسیدن به آنها برای ملت ایران روشن نیست و باز متاسفانه که احمدی نژاد برای دستیابی به آن اهداف دست به هر کاری می زند : پشت پا زدن به گذشته ی تاریخی با شرکت در کنفرانس شورای همکاری خلیج عر عر عر بی  ، به ثمن بخس فروختن دریای خزر ، باج دادن به کشورهای همچون روسیه و چین و ...
بنابراین تا زمانی که ما از یک دولت مقتدر (در عمل نه در شعار و سخنرانی و قمپز در کردن) برخوردار نباشیم یک میلیون امضا که سهل است هفتاد میلیون امضا نیز نمی تواند جلوی اجماع کشورهای عربی جهت رسیدن به این خواسته شان را بگیرد.جلوی کار گوگل را بگیریم یاهو را می خرند ، یاهو را متوقف کنیم از طریق رسانه های جمعی مورد اعتماد دنیا وارد می شوند ، آنها را قانع کنیم از طریق سازمان ملل وارد می شوند و ...
تا زمانی که ما با دولتی ضعیف و نا کارآمد در داخل و خارج طرف هستیم هر روز و هر روز باید شاهد به وجود آمدن خطر و تهدیدی برای تمامیت ارضی ایران باشیم.هیچ بعید نیست که از این به بعد مشابه کاری که امارات به پشتوانه ی کشورهای عربی در خصوص جزایر سه گانه می کند را از سوی سایر کشورها مشاهده نکنیم.از کجا که فردا روزی افغانستان ادعا نکند که ایران زمانی جزئی از خاک این کشور بوده است که در زمان حکومت قاجار توسط توطئه ی انگلیس از آن جدا شده است و یا آذربایجان مدعی تحمیل قرارداد ترکمانچای از سوی روسیه برای جدایی ایران از آذربایجان نشود؟
چه می شد که این اجماع عمومی در جهت حذف نامی در گوگل بر روی موضوعی مثل تحقق دموکراسی در ایران شکل می گرفت و مشتاقانه و بلکه عاشقانه همه در کنار هم می ایستادند؟چه می شد همین یک میلیون امضا(اگر به یک میلیون برسد) وارد عرصه ی عمومی می شدند و در تحقق جامعه ی مدنی می کوشیدند؟چه می شد اگر نیمی از اینها به احزاب می پیوستند تا پشتوانه ای قوی برای رشد احزاب و پایگاه اجتماعی قابل تکیه ای برای آنها می شدند؟چه می شد اگر این تعداد برای حمایت از رسانه های خصوصی هر روز روزنامه می خواندند؟چه می شد اگر این تعداد همین طور که در همه گیر کردن تب امضا کردن این نامه تلاش می کنند در همه گیر شدن توجه و شناخت حقوق شهروندی ملت اقدام می کردند؟چه می شد اگر این تلاش عمومی در راستای به وجود آمدن دولتی مقتدر و توانمند در عرصه ی داخلی و خارجی و جلوگیری از نفوذ و گسترش تحجر و پوپولیسم و ریا و دروغ و ... قرار می گرفت؟چه می شد اگر ...

 

2 اين مطلب توسط نوشته شد  جمعه سی ام فروردین 1387در ساعت  3:39  سيد مجتبي تقوي نژاد  |